دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در سه شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۵
اصالت الهی قرآن یا همان معجزه بودن آن نتیجه کدام اقسام شناخت قرآن کریم است

اصالت الهی قرآن یا همان معجزه بودن آن نتیجه کدام اقسام شناخت قرآن کریم است را از سایت دیدار موزیک دریافت کنید.

تفسیر موضوعی قرآن کریم

شناخت قرآن

اهمیت شناخت قرآن برای هر مسلملن از آن روست که منبع اساسی دین و ایملن و اندیشه و آنچه به زندگی معنا می بخشد, قرآن است.

قرآن پایه های جهان بینی و اصول تفکر و خردورزی در نظام آفرینش را_ که برای انسان(( کنجکاو, جستجوگر و باورمند)) ضروری است_ بیان کرده و هم زمان اصول اخلاق نیکو, تربیت صحیح و شیوه بنای یک جامعه انسانی و ارزش محور را عرضه داشته است. این در حالی است که چگونگی عشق ورزی به ساحت معبود یگانه , شیوه نیایش و راز و نیاز و چگونگی ارادت ورزی به پیشگاه خالق مهربان, به بهترین شکل و به دور از هر گونه افراط و تفریط در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته است.

بنابراین قرآن اساس اندیشه دینی, جهان بینی حق و شریعت اسلامی است و شناخت آن نیز نقطه آغاز هر گونه شناخت و تلاش فکری, و الهام بخش عمل و سلوک معنوی برای مسلمانان است.

اقسام شناخت

بررسی و مطالعه درباره یک اثر در صورتی به شناخت همه جانبه آن می انجامد که انسان پژوهشگر سه نوع شناخت را مطمح نظر قرار دهد:

1.شناخت سندی              2.شناخت تحلیلی                       3.شناخت ریشه ای.

شناخت عمیق قرآن نیز متوقف بر همین سه نوع شناخت است. از این رو, دست یافتن به ایمان حقیقی میسور نیست , مگر آن که این کتاب آسمانی از هر سه زاویه مورد بررسی قرار گیرد.

شناخت سندی

در این مرحله, پژوهشگر می کوشد با استفاده از ابزارهای لازم در یابد کتابی که در اختیار اوست, از نظر اسناد و انتساب به گوینده و یا نویسنده اش, تا چه میزان اعتبار دارد و آیا اسناد همه آن درست است, یا آنکه بخشی درست است و بخشی نیز نادرست, وهمچنین دلیل و مدارک اطمینان بخش بر درستی یا نادرستی این انتساب کدام اند.

قرآن از این نوع شناخت بی نیاز است, چنان که هیچ گاه در انتساب سوره, آیه و یا بخشی از آن به آورنده اش, یعنی پیامبر اسلام(ص) تردید وتشکیکی رخ نداده است . در واقع مسائلی از این دست که فلان سوره مشکوک است, فلان آیه در فلان نسخه هست ودر فلان نسخه نیست و... در مورد قرآن اساسا مطرح نیست. از این رو , هیچ کس نمی تواند ادعا کند و یا احتمال دهد که نسخه دیگری از قرآن هست که به قرآن موجود تفاوت کلی یا جزیی دارد.

دلایل بی نیازی قرآن از شناخت سندی

1.پیامبران وحی را به طرق گوناگون از جمله ((علم حضوری)) دریافت می کنند. ماهیت این لم چنین است که دریافت کننده(عالم), نسبت به آنچه دریافت کرده(معلوم), کوچک ترین تردیدی روا نمی دارد. تصریح قرآن بر فرود آمدن آیات وحی بر قلب پیمبر(ص) نیز گویای رخداد چنین فرآیندی در نزول قرآن است.

با این حال بنا به تصریح قرآن, پیامبر اسلام(ص) نسبت به دریافت و ابلاغ دقیق و معصومانه وحی که بخش بزرگی از رسالت سنگین او به شمار می آمد- حساسیت ویژه ای نشان می داد. تا بدانجا که خداوند خطاب به پیامبرش چنین می فرماید:

زبانت را زود به حرکت در نیاور تا در خواندن شتابزدگی به خرج دهی.

در حقیقت گردآوردن و خواندن آن بر ماست. پس چون آن را برخواندیم,

خواندن آن را دنبال کن,سپس توضیح آن برعهده ماست.

2.تزول قرآن با با نزول سایر کتب آسمانی تفاوت بزرگی داشت و آن اینکه قران به تدریج و در طول بیستو سه سال نازل گردید. در حالی که کتب آسمانی دیگر به یکباره نازل شده اند.نزول یکباره ممکن است این مشکل را ایجاد کند که نسخه اصلی پس از مدتی با سایر نسخه ها مشتبه گردد اما در نزول تدریجی اینگونه نیست. افزون بر این , نزول تدریجی ایات فرایند دریافت اطمینان بخش را برای پیامبر (ص) هموار و روند فرا گیری را برای مومن آسان می نمود.قران خود در این باره می فرماید:

وکسانی که کافر شدند گفتند:چرا قرآن یکجا بر او نازل نشده است؟ اینگونه تا

قلبت را به وسیله آن استوار گردانیم وآن را به آرامی خواندیم. وقرآنی بخش بخش نازل کردیم تا آنرا به آرامی بر مردم بخوانیم و انرا

به تدریج نازل کردید

3.یکی از اقدامات اساسی پیامبر (ص) برای ضبط و نگهداری آیات این بود که از همان آغاز نزول وحی جمعی از نویسندگان مورد اعتماد خود را برای نگارش صحیح قرآن برگزید. همواره افرادی از این جمع که به ((کاتبان وحی)) شهرت داشتند, پیامبر را همراهی می کردند و کلام خدا را به مجرد نزول بر پیامبر(ص) و ابلاغ آن می نگاشتند. نگارش بی وقفه آیات قرآن از آغاز بعثت یکی از علل حفظ و مصون ماندن آن از هرگونه تغییر و تحریف بود.

4.جنبه ادبی و هنری قران- که از آن فصاحت و بلاغت تعبیر می شود- و ساختار آهنگین آیات که نوازشگر روح است, چنان بر دل و جان مسلمانان تاثیر می نهاد که با همه توجه و توان به فراگیری و حفظ و ضبط قرآن همت می گماشتند. این ویژگی ها سبب می شد حفظ و به خاطر سپردن آیات به گونه ای روان و با صرف کمترین وقت امکان پذیر گردد وبدین رو در زمانی کوتاه در قالب فرهنگی فراگیر در جامعه اسلامی رواج یابد.

5.جامعه آن روز مسلمانان به لحاظ فرهنگی و سطح سواد, جامعه ای بسیط و بدوی بود. در چنین جامعه ای غیر از قرآن کتاب دیگری یافت نمی شد تا مسلمانان , هم در حفظ این و هم در ضبط آن ناگزیر باشند. ذهن خالی , حافظه قوی و نداشتن سواد خواندن و نوشتن سبب شده بود مسلمانان فقط اطلاعاتشان را از راه دیدن و شنیدن کسب کنند. در جنین فضایی, پیام قرآن که با احساس و عاطفه آنان سازگار بود, در قلب آنان نقش بست و چون آن را کلام خدا می دانستند نه سخن بشر, برایشان مقدس بود و به خود اجازه نمی دادند حتی یک کلمه یا یک حرف آن را تغییر دهند و یا پس وپیش کنند. آنان پیوسته می کوشیدند با تلاوت این آیات به خدا نزدیکتر شوند.

پیوند این عوامل در عصر نزول سبب شد از آنکه بخواهد در این کتاب آسمانی تحریف راه یابد, آیات آن به بالاترین درجه تواتر برسد. به کونه ای که انکار و یا کم و زیاد کردن حتی یک حرف آن نا ممکن است.

شناخت تحلیلی

در این مرحله, پژوهشگر بر آن است تا مطالب و محتوای کتابی که در اختیاردارد, آگاهی یابد و نسبت به هدف, سبک بیان و شیوه برخورد این اثر با مسائل بنیادین جهان,انسان و جامعه به شناخت درستی برسد و بدین رو عیار و ارزش علمی و محتوایی آن کتاب نیز برایش روشن گردد.

بی گمان شناخت تحلیلی قرآن اساس و زیر بنای ایمان و جهت دهنده این کتاب آسمانی تحقق می یابد.

شناخت ریشه ای

پس از آنکه درستی انتساب یک اثر به پدیدآورنده اش اثبات شد و محتوای آن نیز به نیکی مورد بررسی قرارگرفت, مرحله جدیدی از شناخت آغاز شد.

در این مرحله, پژوهشگر همواره می کوشد تا روشن نماید آیا مطالب, محتوا و اندیشه های مطرح شده در کتاب از اندیشه پدیدآورنده اش تراوش یافته, یا آنکه برآمده از اندیشه دیگران است؟

چنین شناختی فرع بر شناخت تحلیلی است, بدین معنا که تا محتواتی یک اثر به دقت شناخته نشود, اساسا نوبت به شناخت ریشه هی نخواهد رسید.

در بررسی و شناخت قرآن, پس از مطالعه تحلیلی آن نوبت به مقایسه و شناخت تاریخی می رسد. در این مرحله باید قرآن را بت آثار علمی و کتاب های دیگرآن زمان به ویژه کتاب های مذهبی مقایسه نمود. در این سنجش می باید همه شرایط از قبیل میزان ارتباط شبه جزیره عربستان با دنیای آن روز, تعداد انسان های با سواد آن عصر و... در نظر گرفته شود.

شناخت ریشه ای قرآن اگر به درستی صورت پذیرد, پژوهشگر منصف و بی طرف را به ((اصالت الهی)) قرآن رهنمون می سازد. اصالت الهی به این معناست که قرآن با همه معارف و ساختار بدیعش, از افقی بالاتر از ذهن و اندیشه پیامبر(ص) به ایشان افاضه گردیده و وی صرفا حامل این وحی و پیام بوده است. در حقیقت((اصالت الهی)), یعنی مجعزه بودن قرآن و این نتیجه ای است که از شناخت ریشه ای قرآن به دست می آید.

فرض های بنیادین در شناخت قرآن

تنوع و گستردگی و جذابیت ساختار و معارف قرآن سبب شده است این کتاب آسمانی از منظرهای گوناگون مورد بررسی اندیشمندان و دین پژوهان قرار گیرد. از سوی دیگر, دو رخداد مهم به گشوده شدن زاویه های جدیدی در پژوهش های قرآنی نوین منجر شده است: نخستین رویداد که به لحاظ تاریخی نیز مقدم است, توسعه وکسترش اسلام در مناطق مختلف جهان و در نتیجه مواجهه با اندیشه ها و فرهنگ های گوناگون است, و دوم گام نهادن جهان به عصر جدید و در نتیجه سیطره علم و فناوری بر زندگی بشر است. از رهگذر این رخداد ها نیز مسائل و مباحث جدیدی در حوزه پژوهش های قرآنی پدید آمده است.

1.وحیانی بودن الفاظ قرآن

ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که آیا خداوند ((الفاظ قرآن)) را نیز همانند محتوا بر پیامبر(ص) وحی کرده, یا آنکه آنچه به پیامبر رسیده, تنها محتوای قرآن است و الفاظ و ساختار ترکیبی آن توسط خود پیامبر و یا فرشته وحی بر آن محتوا پوشانده شده است؟

دیدگاه عموم مسلملنان از آغاز بر این بوده است که قرآن با همه معارف بلند و محتوای آسمانی خوددر قالب واژه ها, جمله ها و ترکیب های کلامی موجود, بر پیامبر اسلام(ص) نازل گردیده و پیامبر نیز تنها به عنوان واسطه میان آدمیان و خالق هستی, این پیام را دریافت و بی هیچ کاستی و فزونی ابلاغ نموده است.

این باور از چنان پشتوانه برهانی و تاییدات قرآنی و روایی برخودار است که به مثابه(( ضروری دین)) در میان مسلمانان مورد قبول قرار گرفته و اندیشمندان بسیاری نیز بر ان متفق اند.

اعتقاد به الهی بودن الفاظ و ساختار ظاهری متن قرآن, در میان مومنان از چنان ژرفایی برخودار است که باعث شده این کتاب آسمانی همواره مورد احترام و بالاتر از هر متن انسانی باشد.

پنج دلیل بر الهی بودن الفاظ و ساختار ظاهری متن قرآن می توان ذکر کرد:

1.قرآن آشکارا خود را سخن خدا معرفی نموده است. نسبت ددن سخن به گوینده آن در صورتی منطقی و معقول است که گوینده, خود در انتخاب, تنظیم و چینش کلمات و شکل دادن به ساختار و ترکیب جمله ها, نقش اصلی را بر عهده داشته باشد.

2.بخش بزرگی از اعجاز قران به ساختار ظاهری متن, سبک بدیع و اسلوب منحصر به فردآن باز می گردد. فصاحت و بلاغت بی نظیرقرآن- که از دیرباز بخشی از وجوه اعجاز قران به شمار آمده- ناظر به الفاظ, عبارات و ساختار ظاهری متن قرآن است.

پیام آیات ((تحدی))- که همگان را به آوردن مثل قرآن فرا می خوانند- از زاویه ساختار ظاهری متن این است که اگر در الهی بودن الفاظ و قالب های مشتمل بر معارف بلند قرآن تردید دارید, برای اثبات مدعای خود الفاظ و جمله هایی مشابه این الفاظ و عبارات بیاورید. این تحدی و عجز مشرکان از ساختن و پرداختن کلامی همانند قرآن بیانگر آن است که ساختار ظاهری متن و سبک بیانی قرآن نیز از سوی خداوند است و ذهن و زبن هیچ انسانی در شکل گیری آن دخیل نبوده است.

3.آیات بسیاری از قرآن به روشنی از قران به روشنی بر وحیانی بودن الفاظ و ساختار متن عربی قرآن دلالت دارند:

ما آن را قرانی عربی قرار دادیم, باشد که بیندیشید و همانا که آن در کتاب اصلی به نزد ما سخت والا و پر حکمت است.

ما آن را قرآنی عربی نزل کردیم, باشد که بیندیشید.

آیات دیگری نیزآشکارا برعدم دخالت پیامبر در ساختار ظاهری قرآن و تبعیت محض او از وحی الهی دلالت دارند:

آنانکه به دیدار ما امید ندارند می گویند:((قرآن دیگری بیاور, یا آن را عوض کن.)) بگو: «مرا نرسد که آن را پیش خود عوض کنم. جز آنچه را که به من وحی می شود پیروی نمی کنم.»

4.دلیل دیگر بر وحیلنی بودن الفاظ و عبارات قران, تمایز آشکار ساختار ظاهری متن قران با سخنان پیامبر(ص) است. تمایزی که بر هیچ سخن شناس ژرف کری پنهان نبوده و نیست. اعراب عصر پیامبر(ص) که سال ها با سخنان وی آشنایی کامل داشتند, پس از شنیدن آیات قرآن از زبان ایشان, به یکبره خود را با اقینوسی از مضامین بلند- در قالب الفاظ و اسلوبی به مراتب برتر از قالب های انسانی- مواجه دیدند و آشکارا بر الهی بودن آن اعتراف نمودند.

5.معارف و محتوای قرآن از چنان عظمت و ژرفایی برخوردار ست که احاطه کامل بر همه آنها و قرار دادنشان در قالب الفاظ و عباراتی که معارف را بر تابند, فراتر از توان و قدرت انسلن است. قرآن در عظمت و سنگینی وحی چنین می گوید:

در حقیقت ما به زودی بر تو گفتاری گرانبار القا می کنیم.

از سوی دیگر, پیامبر(ص) را نیز انسانی همانند سایر انسانها معرفی می کند که خداوند بر او وحی نازل کرده است.

پیامبر(ص) که انسانی همانند سایر انسان هاست, در اثر شرح صدر و طهارت از هرگونه پلیدی و ناپاکی, تنها قادر است وحی را با همه ژرفای آن دریافت, و بدون هیچ کاستی و فزونی به آدمیان ابلغ نماید. پوشاندن لباس الفاظ و عبارات بر حقایق سنگین آسمانی و محتوای ژرف و نامحدود ربانی, همان گونه که از عهده انس و جن بیرون است از عهده پیامبر(ص) نیز خارج است.

بنابراین الفاظ, عبارات و ساختار ظاهری متن قرآن نیز همانند محتوای بلند و معارف نورانی آن, وحی الهی است که از معبر فرشته وحی و پیامبر اکرم(ص) بی هیچ تغییری در اختیار آدمیان قرار گرفته است.

منبع مطلب : tafsir-mozoei.blogfa.com

tafsir-mozoei.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب