دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در سه شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۵
مفاد کدام عهدنامه به گونه ای بود که استقلال ایران را بر باد میداد

مفاد کدام عهدنامه به گونه ای بود که استقلال ایران را بر باد میداد را از سایت دیدار موزیک دریافت کنید.

ایرنا

مفاد کدام عهدنامه به گونه ای بود که استقلال ایران را بر باد میداد

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ ساختار سیاسی و اقتصادی ایران در دوره قاجار به طور گسترده ای با نظام سیاست بین الملل در ارتباط بود، بنابراین کشورهای استعمارگر سعی کردند ایران را در حوزه نفوذ انحصاری خود قرار دهند. از جمله این کشورها که در آن دوره در شمال و جنوب ایران نفوذ داشتند، انگلیس  و روسیه تزاری بودند چراکه اولویت نخست و راهبردی انگلیس در سیاست خارجی در طول سده ۱۹ میلادی، حفظ امنیت هندوستان و دروازه های غربی آن یعنی افغانستان و ایران از خطر رقیب های اروپایی بود. (۱) از طرفی روسیه نیز به عنوان رقیب اصلی انگلیس به هندوستان چشم دوخته بود و ایران را به عنوان گذرگاهی در نظر داشت که با عبور از آن به آب های آزاد دست پیدا کند. از این رو ایران صحنه تاخت و تازهای سیاسی این ئو قطب استعماری واقع شد. (۲)

در حالی که هنوز مدت زیادی از صدور فرمان مشروطیت نگذشته بود این دو دولت به طرف سیاست همکاری با یکدیگر گام برداشتند. یکی از دلایل عمده این توافق، سیاستِ به طرف شرق، آلمان بود که می توانست به عنوان یک قدرت تازه وارد، منافع انگلیس را در جنوب ایران به گونه ای جدی تهدید کند. پیدا شدن چند کشتی تجاری آلمان در آب های خلیج فارس باعث شد دولت انگلیس فعالیت های بازرگانی آلمان را تهدید بزرگی علیه موقعیت انحصاری خود در خلیج فارس به حساب آورند، همین احساس در روسیه نیز به درجه کمتری وجود داشت و در نتیجه زمینه برای هم گرایی روسیه و انگلیس فراهم شد. (۳) همچنین شکست روسیه از ژاپن در جنگ ۱۹۰۵ میلادی این کشور را برای مذاکره و امضای قرارداد تقسیم ایران به مناطق نفوذ این کشورها بیش از پیش آماده کرد. از طرف دیگر اوضاع نابسامان اقتصادی و مالی ایران در نتیجه کاهش گمرکات و رکود تجارت خارجی به علت جنگ روس و ژاپن و همچنین درگیری های داخلی، باعث شد که  سیاستمداران انگلیسی و روسی زمینه را برای امضای قرارداد ۱۹۰۷ میلادی برای تقسیم ایران آماده ببینند. (۴)

  همچنین فرانسه به خاطر ترس از قدرت آلمان که در حال رشد بود، در نزدیک کردن روس و انگلیس با یکدیگر و انعقاد این قرارداد به عنوان یک دلال نقش مهمی بازی کرد. سرانجام در ۳۱ اوت ۱۹۰۷ میلادی این قرارداد در زمان نخست‌وزیری امین‌السلطان اتابک در سن‌پطرزبورگ، پایتخت روسیه به امضای ایزولسکی وزیر امورخارجه روسیه و نیکلسون سفیر کبیر انگلیس در روسیه رسید.

بر پایه این قرارداد که در حقیقت سند جنایت روس و انگلیس در ایران بود ایران به ۲ منطقه نفوذ بیگانه تقسیم می شد. جنوب در اختیار انگلیس و شمال تحت سلطه تزارهای روسیه قرار می گرفت. همچنین یک منطقه به ظاهر بی طرف در مرکز هم وجود داشت. (۵)

جواد شیخ الاسلامی نویسنده، وضع ایران در این دوره را به وضع سالمندی متشخص، فرتوت و بی دفاع تشبیه می کند که دچار ۲ راهزن حرفه ای گردن کلفت شده است و به او دستور داده اند دستان خود را به علامت تسلیم بلند کند، هر کدام از این دو راهزن حریص مشغول تخلیه و چاپیدن جیب های یک طرف لباس او است، پولی که از جیب دست راست پیرمرد بی کس برداشته می شود اگر معادل همان پول در جیب دست چپش نباشد ساعت و زنجیر طلایی جیب جلیقه اش باید به دزدی تسلیم شود که سهم عادلانه خود را دریافت نکرده است سرانجام هم راهزنان بی رحم تصمیم می گیرند موجود غارت شده را به ۲ شقه کنند و به زندگی مفلوک و دردناکش خاتمه دهند. (۶)

انعقاد این قرارداد با واکنش های داخلی روبه رو بود و در این زمینه نویسندگان مردم را به پیامدهای تاسف بار این پیمان آشنا کردند. مبارزان، سرسختانه در برابر قرارداد ۱۹۰۷م موضع گرفتند و روزنامه ها مقاله های شدیدی علیه آنها منتشر کردند. از این رو پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز انعقاد قرارداد ۱۹۰۷ میلادی به بررسی مخالفت های صورت گرفته با این قرارداد پرداخته است.

عکس العمل مردم در مقابل قرارداد ۱۹۰۷ میلادی

قرارداد ۱۹۰۷ از نقطه نظر ایرانیان بالاترین حد یک فاجعه بود چرا که نشان می داد رقابت های روس و انگلیس وارد مرحله خطرناکی شده است و حتماً گام بعدی تجزیه ایران خواهد بود. در واقع انتشار این خبر هیجانی را در میان مردم ایران ایجاد کرد و مجامع زیادی در تهران این قرارداد را مورد بحث قرار دادند و اکثریت نسبت به آن بدبین بودند. مردم قرارداد ۱۹۰۷م را به چشم سندی که کشور آنها را میان ۲ دولت قوی پنجه آن زمان تقسیم کرده بود، می نگریستند. هر چند سفارت های روس و انگلیس اطمینان داده بودند که قصد سوئی را در خصوص ایران ندارند اما تنها ساده لوحان این گفته را باور می کردند. اگرچه واکنش رسمی ایرانیان به این پیمان این بود که ایران کشور مستقلی است و پیمان روس و انگلیس تاثیری بر عزم دولت ایران در آزادی عمل در مرزهایش ندارد. در واقع به دنبال این قرارداد بود که دیپلماسی ایران بار دیگر استفاده از قدرت سوم را به عنوان راه حلی برای مشکلات عمیق کشور در صحنه آشفته سیاسی دنبال کرد.

ترور امین السلطان

میرزا علی‌اصغر خان اتابک ملقب به امین‌السلطان صدر اعظم که یکی از موافقان قرارداد ۱۹۰۷ م بود با خشونت از طرف مخالفان مواجه شد. به این صورت که در روز عقد قرارداد ترور شد. وی درست در همان روزی که قرارداد شوم تقسیم ایران میان روس و انگلیس در پترزبورگ پایتخت روسیه به امضای نمایندگان مختار این دو دولت می رسید یعنی روز ۳۱ اوت ۱۹۰۷ م به ضرب گلوله عباس آقا آذربایجانی به قتل رسید. (۷)

مفاد کدام عهدنامه به گونه ای بود که استقلال ایران را بر باد میداد

//////واکنش مشروطه خواهان به قرارداد ۱۹۰۷

یکی از نخستین واکنش ها به  قرارداد ۱۹۰۷م رویگردانی از انگلیس بود. مشروطه خواهانی که به تازگی به این کشور خوش بین شده بودند از دولت انگلیس رویگردان شده و این کشور را مانند روسیه خائن قلمداد کردند. در حقیقت رجال درجه اول و وکلای مجلس همه بهت زده بودند زیرا از پیروزی مشروطیت تا این تاریخ، مردم ایران دولت انگلیس را حامی ملل مظلوم و ستمدیده تلقی می کردند اما برعکس دولت روس را دشمن دول کوچک و ضعیف می دانستند. در صدر مشروطیت آزادی خواهان بی شماری از قبیل سید حسن تقی زاده، مستوفی الممالک و مشیر الدوله و موتمن الملک و سلیمان میرزا انگلیس را بر روسیه برتر دانسته و تمایل های انگلوفیلی داشتند اما پس از عهدنامه ۱۹۰۷م این تمایلات رو به کاهش نهاد و افکار ایرانیان آزادی خواه علیه نفوذ هر ۲ قدرت برانگیخته شد. (۸)

آزادی خواهان ایرانی پس از بسته شدن قرار داد ۱۹۰۷ اعتقاد راسخ پیدا کردند که دولت های روسیه و انگلیس باطناً با نقشه شاه در از میان برداشتن حکومت مشروطه موافقت دارند و آنها این قرارداد را بدین منظور منعقد ساخته اند که پس از سقوط نظام مشروطه هر کدام به سهم مورد نظر خود دست پیدا کند. میهن پرستان ایرانی به طور محسوس با این حقیقت تلخ روبه رو شدند که وقتی فرصت پیدا کردند تا کشور خود را نجات دهند به یک باره متفق طبیعی آنها یعنی انگلستان به صف دشمنان آزادی پیوست و دست دوستی خفه کنندگان آزادی یعنی روس ها را صمیمانه فشرد.

عکس العمل روزنامه حبل المتین

روزنامه حبل المتین نیز پس از این توافقنامه اثرات مخرب آن را بر وضعیت ایران مورد بررسی قرار داد و قرارداد مذکور را به زن ۲ شوهر تشبیه می کند و در مورد خطرات آن چنین می نویسد: اگر معاهده این۲ همسایه چنان که مقصود آن ها است پیشرفت نمود ایران در مخاطره و فشار ۲ سنگ پلیتیک همسایگان چون طوطیا نرم خواهد شد... به خد ا به اندازه ای فشار خواهند داد که شخصیت ما هم مضمحل شود و فرد فرد ملت هر روز به گربه رقصانی درآیند.

واکنش مجلس به معاهده ۱۹۰۷م

پیمان نامه که پنج بند داشت بدون آگاهی یا مشارکت دولت ایران در زمان اوج جنبش مشروطه امضا شد. از این رو سرانجام با پاسخ تند مجلس شورای ملی رو به رو شد. و پس از آن در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۱۹۰۷م ایران را رسماً در جریان قرار دادند. م. پاولویچ نویسنده روسی می نویسد: مسلم است که توده های ایران به فرمان انگلیس گردن ننهادند معاهده ای که بدون اطلاع مجلس بسته شده بود بدون شک تحقیر بزرگی نسبت به آزادی ایران محسوب می شد در ۱۸ اکتبر ۱۹۰۷م مجلس ایران به این معاهده اعتراض کرد و اعلام داشت که این معاهده شرافت ملی ایران را تحقیر کرده و لطمه جبران ناپذیری به تمامیت و استقلال ایران وارد می آورد بنابراین دولت و مجلس ایران این معاهده را به رسمیت نشناختند.

می توان گفت این قرارداد در حالی امضا شد که حکومت ایران به علت بی‌کفایتی شاهان قاجار، به قدری تضعیف شده بود که روسیه و انگلیس برای انقعاد این قرارداد، حتی با دولت ایران نیز مشورت نکردند در خصوص این قرارداد سیدحسن تقی زاده در مجلس می گوید: سکوت وزارت خارجه شگفت آورست، تو گویی دولت بلژیک و دولت مکزیک قراردادی بسته و خاک پرو را به ۲ منطقه نفوذ خود تقسیم کرده اند، در حالی که خوشبختانه ایران کشوری است مشروطه. یکی از واکنش های مشروطه خواهان پس از انتشار خبر قرارداد ۱۹۰۷م این بود که کمیته سران مشروطه در جلسه ۵ اسفند  ۱۲۸۶ خورشیدی در برابر این جنایت سیاسی قیام کرد و ملک‌المتکلمین در جلسه رهبران عموم مجامع و انجمن‌های ملت سخنرانی پرشوری درباره قرارداد و مظالم روسیه تزاری و گله و شکایت از انگلیس ایراد کرد. این سخنرانی چنان هیجانی در شنوندگان پدید آورد که علاءالدوله که معروف بود مرد دل سختی است، در آن مجلس سر خود را به دیوار می‌زد و بی‌اختیار گریه می‌کرد. مهدی ملک‌زاده مولف کتاب زندگانی ملک‌المتکلمین نیز درباره انعکاس قرارداد ۱۹۰۷م در ایران چنین می‌نویسد: دولت ایران به وسیله وزارت خارجه و حسن پیرنیا، مشیرالدوله، که در آن زمان سفیر ایران در دربار روسیه بود، به این معاهده اعتراض کرد و مجلس شورای ملی عدم رسمیت این معاهده را که برخلاف حق و عدالت و استقلال ایران بود، اعلام نمود اما هیچ شخصی به این اعتراضات جوابی نداد.  

متن اعتراض و جوابی که مجلس به قرارداد ۱۹۰۷م داد بدین شرح بود: قرارداد مزبور فیمابین دولتین قوی شوکتین روس و انگلیس منعقد شده و بنابراین مفاد آن هم راجع به دولتین مرقومتین که قرارداد مزبور را امضا کرده‌اند خواهد بود و دولت علیه ایران نظر به استقلال که به فضل خداوند متعال به خودی خود دارا است، کلیه حقوق و اختیاری را که در استقلال تمام این دولت علیه حاصل است از اثر نفوذ هر قسم قراردادی که ما بین دو یا چند دولت خارجه درباب ایران منعقد شده یا می‌شود اصولا و حقا مصون و محفوظ می‌داند و در روابط خود با دول متحابه و تشیید مبانی وداد و یک جهتی موافق اصول عهود مقدسه و قاعده‌ی درهای باز برای تجارت بین‌المللی سعی بلیغ خواهد داشت. در باب وجوه استقراضی هم بدیهی است که دولت علیه فصول قراردادهایی را که در این باب منعقد شده است بلاتخلف رعایت خواهد نمود.

بنابراین خشم و غضب و هیجانی که در میان ملت ایران از انعقاد قرارداد ۱۹۰۷م به وجود آمده بود، باعث شد زمامداران لندن و روسیه متفقاً اعلام دارند که معاهده کمترین لطمه‌ای به استقلال و حق حاکمیت ایران وارد نمی‌آورد و فقط دولت روس و انگلیس برای حسن تفاهم در سیاست این معاهده را منعقد نموده‌اند اما حقیقت این بود که اگر جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر روسیه رخ نمی داد استقلال سیاسی و اقتصادی ایران در نتیجه مطامع قدرت های استعمارگر از میان می رفت و شاید امروز دیگر اسمی از ایران در نقشه جهان دیده نمی‌ شد. (۹)

باید گفت علی‌رغم خودداری مجلس از تصویب این قرارداد مواد آن عملاً اجرا ‌شد و در زمان جنگ جهانی اول نیز به بهانه جنگ با عثمانی، مناطقی از ایران مدتی به اشغال روسیه و انگلیس درآمد. روس‌ها تا زمان انقلاب اکتبر بر حفظ منافع خود از این قرارداد اصرار داشتند و پس از انقلاب اکتبر، در ۲۷ دی ۱۲۹۶ خورشیدی (۱۹۱۸ میلادی) این قرارداد عملاً لغو شد.

منابع

۱- سهراب صلاحی، ایران و دو جنبش در نیم قر ن، سازمان بسیج اساتید، تهران، ۱۳۸۴، ص ۱۵۶

۲- علی رضا  علی صوفی، نقش سیاست موازنه و نیروی سوم در تاریخ ایران، دانشگاه پیام نور، ۱۳۸۹، ص۲۱۶

۳- ایرج ذوقی، تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرت های بزرگ، انتشار ات پاژنگ، تهران، ۱۳۶۸، ص۳۰

۴- سهراب صلاحی، ایران و دو جنبش در نیم قر ن، سازمان بسیج اساتید، تهران، ۱۳۸۴، ص۱۵۷

۵- محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس، ج۸، تهران، انتشارات اقبال، ۱۳۲۸، ص۳۲۶

۶- سرآرتور هاردینگ، خاطرات سیاسی، ترجمه جواد شیخ الاسلامی، انتشارات کیهان، ۱۳۷۰، ص۲۶۴

۷- علی اصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، انتشارات مدبر، تهران، ۱۳۸۴، ص۴۹۵

۸- علی رضا  علی صوفی، نقش سیاست موازنه و نیروی سوم در تاریخ ایران، دانشگاه پیام نور، ۱۳۸۹، ص۲۲۸

۹- علی اصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، انتشارات مدبر، تهران، ۱۳۸۴، ص۴۹۱

منبع مطلب : www.irna.ir

www.irna.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

استقلال بر باد رفته ایران

مفاد کدام عهدنامه به گونه ای بود که استقلال ایران را بر باد میداد

روزنامه نیشن در سال‌های ۱۹۱۱ همانند سایر روزنامه‌های غربی مسایل ایران را زیر ذره بین داشت و درباره سیاست‌های روس و انگلیس در ایران تحلیل می‌کرد. مورگان شوستر که در آن سال‌های خزانه‌دار کل ایران بود در ضمیمه کتاب خود به نام «اختناق ایران» دو مقاله از این روزنامه را درباره ایران ترجمه کرده است. با توجه به اهمیت نگاه روزنامه‌های غربی به ایران آن روزها، عینا مقاله را از کتاب یاد شده می‌آوریم:

دو هفته پیش یک لحظه بارقه‌ امیدی در اوضاع ایران به چشم‌ آمد. روسیه تهدید کرده بود به ایران حمله می‌کند. ولی لرد کرزن با شدت لحن دور از انتظاری خواهان تغییر سیاست بریتانیا شد. ایرانیان از ما درخواست کمک کردند و ما با حسابگری یا از سردلسوزی، خدمات دیپلماتیک‌مان را در اختیارشان گذاشتیم. اگر وزارت خارجه ما در روابطش با شریک ذغل‌باز بی‌وجدان محکم‌تر عمل کرده بود و اگر دولتمردان روس مرحمتی به رفیق همپالکی مغرورشان نشان داده بودند، حمله بلافاصله متوقف شده بود و ایران، ولو با تحمل خفت، خاکش را دست نخورده نگه داشته بود. می‌ترسیم دیگر امیدی نمانده باشد. روس‌ها یاغی و لجوج‌اند. نه عذرخواهی ایران را پذیرفته‌اند و نه میانجیگری بریتانیا را. لشگرشان در راه تهران است و دیپلماسی پرمدعای آنها دیگر لزومی نمی‌بیند که لااقل وانمود کند ایران کشوری مستقل است. البته این به تنهایی تعیین کننده نیست، اما روز دوشنبه سر ادوارد گری موضع خود را تشریح کرد. در نطق نسبتا کامل‌تر و صریح‌تر از همه سخنرانی‌هایی که قبلا ایراد کرده بود،‌حتی یک جمله نیست که بتوان آن را تعبیر به نکوهش هر چند ملایم عمل روس‌ها کرد، حتی یک کلمه که حد و مرزی برای تجاوز وسیع آنها قائل شود،‌ حتی یک اشاره به رنجشی از بابت پذیرفته نشدن نظرهای مشورتی مداراجویانه‌ای که ظاهرا داده است، حتی یک عبارت که به ایرانیان کمک کند تخته پاره‌ای از کشتی شکسته اقبال ملی‌شان برای خود نگه‌دارند. کار از این هم خراب‌تر شده است.

سر ادوارد گری نه فقط در دفاع ناحق از اقدام روسیه سنگ تمام گذاشته، بلکه علنا بسط دزدانه‌ دامنه شمول معاهده‌ای را که بهانه کل تهاجم روسیه شده تایید و تجویز کرده است تا جایی که از نص آن قرارداد برمی‌آید، ایران به حوزه‌های اقتصادی تقسیم شده است که هر قدرتی تعهد داده در آنها بر سر امتیازها با دیگری رقابت نکند، ما هرگز این ترتیب را سازگار با استقلال و تمامیت ارضی ایران ندانسته و همیشه گفته‌ایم که به تجزیه سیاسی خواهد انجامید. سرانجام خود اقرار کرده‌اند و ظاهرا بدون این آگاهی که از حدود مواد معاهده تجاوز شده است. سر ادوارد گری واژه «سیاسی» را رندانه در توصیف نوع منافع خاصی که هر قدرت در حوزه خویش برای خود محفوظ می‌دارد به کار برده است. طرح این واژه همان و بر باد رفتن استقلال ایران همان. آنگاه کشور عملا تجزیه شده است. خوب است علت اختلاف میان آقای شوستر و دولت روسیه را که بهانه این تهاجم شد اجمالا بررسی کنیم. اختلاف‌ آنها تقریبا از روز اول ورود او به ایران آغاز شد و مراحل بسیاری را طی کرد. ابتدا روسیه کوشید نگذارد اختیار درآمدهای گمرکی به دست او بیفتد که مدیر مالیه بود. در مرحله بعد با دقت و حوصله تلاش کرد با حمایت از نمک‌پروردگان روسیه، ایرانی‌های متمکنی که هرگز مالیات نداده بودند، مانع از افزایش درآمدهای مالیاتی ایران شود که او به دنبالش بود. آن وقت نوبت رسید به مخالفتش با استخدام انگلیسی‌های آشنا با زبان فارسی و مورد اعتماد مردم ایران که قرار بود در شمال ایران برای خزانه‌داری کار کنند. نمی‌دانیم آیا کار آقای شوستر عاقلانه بود که بدون حمایت جناب تفت یا سر ادوارد گری بر این استخدام‌ها اصرار ورزید، ولی از قضا کار خوبی کرد، چون آزمونی شد برای فهم معنی قرارداد. اگر ایران هنوز کشوری مستقل است،‌ هر کس را که بخواهد می‌تواند برای نظارت بر وصول مالیات‌هایش استخدام کند. چنانچه انگلستان و روسیه هم فقط مقید به رعایت انحصار یکدیگر در امتیازهای اقتصادی حوزه‌های یکدیگر بودند، نباید ملیت تحصیلدار مالیاتی برایشان فرق می‌کرد، اما اگر دعوا بر سر سلطه سیاسی در شمال و جنوب دو خط من درآوردی باشد، آن وقت اعزام ماموری انگلیسی به حوزه روسیه چنانکه خود طرفین قرارداد ادعا می‌کنند، عدول از قرارداد تلقی خواهد شد- لااقل از روح آن، اگر نه از نص صریحش.

این قضیه سرانجام به تجزیه شکل سیاسی داد. بعد واقعه شعاع‌السلطنه پیش آمد که سر ادوارد گری اشاره‌ای گذرا به آن کرد. حتی روزنامه تایمز جرات نکرده بود از این کار روس‌ها دفاع کند. اگر دولت ایران نتواند ژاندارم‌های ایرانی بفرستد حکمی کتبی بدهند دست فردی ایرانی که به دولت بدهکار است،‌ دیگر اثری از حق حاکمیتش در کشور خودش باقی نمانده است. این واقعه باعث حمله روس‌ها شد، اما بهانه ادامه پیشروی آنها بعد از این که دولت ایران به توصیه انگلستان از آنها عذرخواهی کرد و بهانه روس‌ها برای طرح خواسته‌های تازه‌ای‌ که گمان می‌کنیم باز سرادوارد گری توصیه به پذیرش آنها خواهد کرد، این است که آقای شوستر در این میان دست به انتشار ترجمه‌ای از نامه تایمز زده است که در آن جواب انتقادهای روس‌ها را داده و خود آنها را متهم کرده به این که عمالشان به شاه اسبق ایران کمک کرده‌اند. بعید می‌دانیم آقای شوستر خود شخصا ترجمه نامه را منتشر کرده باشند، اما اگر قدرتی بزرگ به کشوری ضعیف حمله کند به این علت که مستخدمی خارجی در آنجا به خود جرات داده نامه‌ای مستدل و ملایم به تایمز بنویسد که آن هم در جواب انتقادهای مطبوعات نیمه رسمی روس و انگلیس بوده، آن وقت ما باید در همه تعاریف‌مان از روابط بین‌‌المللی تجدید نظر کنیم. اگر مقامی آلمانی به تایمزنامه می‌نوشت و این ادعای مکنا را تکذیب می‌کرد که آلمان به کشتی‌سازی‌اش شتاب بخشیده است، آیا ما می‌توانستیم نامه او را بهانه کنیم برای شروع جنگ؟ حکایت حکایت گرگ و بره است؛ و به قدری و قیحانه و بدبینانه که نیازی به تحلیل بیش‌تر ندارد.

مثل روز روشن است که روسیه از ابتدا مصمم بوده چوب لای چرخ آقای شوستر بگذارد، چون او با سرپرشور و نترس آمریکایی‌اش طول نمی‌کشید که توان مالی ایران را بالا می‌برد و سروسامانی به وضعش می‌داد. او مردی نبود که بدون مبارزه تسلیم شود، اما در نهایت شمشیر روسیه بر قلم شوستر غالب شد. در پرده آخر، روسیه ادعانامه‌ای را که سر ادواردگری هم در سخنرانی روز سه‌شنبه‌اش آن را توجیه کرد - با نوک شمشیر پیش می‌گذارد و خواستار شناسایی حق روسیه در وتوی استخدام بیگانگان در ایران می‌شود. با این ادعا قدرت‌ها رسما ضمانت‌نامه‌های خود را در مورد استقلال ایران پاره می‌کنند.

منبع مطلب : donya-e-eqtesad.com

donya-e-eqtesad.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید