دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در جمعه ۱۳۹۹/۱۰/۱۹
لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر

لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر

حدیثی که در دیدار امروز رهبر انقلاب در بیت رهبری کار شده به چه موضوعی اشاره دارد؟

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترتگروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، رهبر انقلاب امروز صبح با هزاران نفر از دانش‌آموزان و دانشجویان کشور دیدار کردند.

لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر

نکته قابل تامل در این دیدار‌ها فراز‌هایی است که در کتیبه حسینیه امام خمینی (ره) نصب می‌شود و در هر دیدار این فراز‌ها تغییر می‌کند. در جلسه امروز مقام معظم رهبری فراز «لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ» درج شده بود که در این گزارش به ترجمه و تفسیر آن اشاره شده است.

أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بتَقْوَی اللَّهِ، فَإِنَّهَا خَیْرُ مَا تَوَاصَی الْعِبَادُ بهِ وَ خَیْرُ عَوَاقِب الْأُمُورِ عِنْدَ اللَّهِ. وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْب بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ [بمَوَاقِعِ]بمَوَاضِعِ الْحَقِّ، فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بهِ وَ قِفُوا عِنْدَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ وَ لَا تَعْجَلُوا فِی أَمْرٍ حَتَّی تَتَبَیَّنُوا، فَإِنَّ لَنَا مَعَ کُلِّ أَمْرٍ تُنْکِرُونَهُ غِیَراً.

ترجمه: حجت الاسلام انصاریان

بندگان خدا، شما را به تقوا سفارش می کنم که تقوا بهترین چیزی است که عباد حق، یکدیگر را به آن سفارش می کردند و از بهترین عاقبت‌ها نزد خداست.

بین شما و اهل قبله باب جنگ گشوده شده و این پرچم را به دوش نمی کشد مگر آن که اهل بصیرت و استقامت و دانای به موارد حق باشد. پس آنچه را به آن مأمور می شوید انجام دهید و از آنچه نهی می شوید باز ایستید و در کاری تا دقیقا بررسی نکرده اید شتاب نورزید، زیرا آنچه را شما (از روی جهل) منکر آن هستید ما را قدرت تغییر آن هست.

شرح: آیت الله مکارم شیرازی

پیام امام امیرالمؤمنین علیه ‏السلام، ج‏۶، ص: ۵۱۳-۵۰۹

دستوراتی درباره نبرد با فتنه جویان

امام علی (علیه السلام) در این بخش از خطبه، اصحاب خود را برای پیکار با ظالمان و طاغیان امت آماده می کند. در ابتدا آن‌ها را به تقوا سفارش می فرماید و می گوید: «ای بندگان خدا، شما را به تقوای الهی (و ترس از عذاب خدا) توصیه می کنم چرا که تقوا بهترین چیزی است که بندگان، یکدیگر را به آن سفارش می کنند و بهترین پایان کار در پیشگاه خداست» (أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللهِ بتَقْوَی اللهِ فَإِنَّهَا خَیْرُ مَا تَوَاصَی الْعِبَادُ بهِ، وَ خَیْرُ عَوَاقِب الاُْمُورِ عِنْدَاللهِ).

قرآن مجید نیز بر این معنا تأکید می کند تنها افرادی گرفتار خسران نمی شوند که یکدیگر را به حق و شکیبایی سفارش کنند و نتیجه آن تقواست (وَالْعَصْرِ إِنَّ الاِْنسَانَ لَفِی خُسْر إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بالصَّبْرِ)؛ و نیز می فرماید: «(وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَی) (۱) ; فرجام نیک از آن تقواست» و درجای دیگر فرموده: «(وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ) (۲) ; فرجام نیک از آنِ پرهیزکاران است».

امام علی (علیه السلام) سپس در ادامه این سخن می فرماید: «هم اکنون درهای نبرد میان شما و (فتنه جویان از) اهل قبله گشوده شده است و این پرچم (جهاد با مسلمانان منحرف) را جز افراد بینا، با استقامت و آگاه به موارد حق بر دوش نمی کشند» (وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْب بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لاَ یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ إِلاَّ أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بمَوَاضِعِ الْحَقِّ).

آن گاه در ادامه می فرماید: «آن چه را به شما فرمان داده شده انجام دهید و در برابر آن چه نهی شده، توقّف کنید و در هیچ کاری عجله نکنید تا به اندازه کافی درباره آن تحقیق کنید زیرا ما در برابر آن چه نمی پسندید راه های تغییر داریم» (فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بهِ، وَقِفُوا عِنْدَ مَا تَنْهَوْنَ عَنْهُ ; وَ لاَ تَعْجَلُوا فِی أَمْر حَتَّی تَتَبَیَّنُوا، فَإِنَّ لَنَا مَعَ کُلِّ أَمْر تُنْکِرُونَهُ غِیَراً (۳)).

جمله «وَ لاَ یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ» اشاره به این است که ما نخستین بار دراسلام، مجبور شده ایم که با افرادی که مدعی اسلام و اهل قبله هستند به دلیل بغی و طغیانشان پیکار کنیم و این امر برای ظاهربینان و کوته فکران، بسیار مشقت بار است از این رو این پرچم را جز آگاهان با استقامت و کسانی که حق را از باطل به خوبی می شناسند، شخص دیگری نمی تواند بر دوش کشد و جمله های «فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ...» اشاره به این است که این راهِ پرمسئولیتی است؛ با دقّت در آن راه، گام بردارید و کاملا گوش به فرمان باشید و نظم و انضباط را به دقّت رعایت کنید. جمله «فَإِنَّ لَنَا مَعَ کُلِّ أَمْر تُنْکِرُونَهُ غِیَراً» اشاره به این است که در مسائل اجرایی جنگ و جزئیات کار‌ها گاه امام و فرمانده دستوراتی می دهد که مطابق میل اکثریت مردم نیست؛ مثلا دستور می دهد که از طرف شمال به بصره حمله کنید؛ ولی اکثریت آن را مشکل می پندارند و ترجیح می دهند از طرف جنوب حمله کنند.

امام علی (علیه السلام) می فرماید: «در این گونه موارد عجله نکنید در آن جا که خلاف شرع و مصلحت نیست، ما تغییراتی می دهیم و خواست شما را تأمین می کنیم؛ همچنین اگر مردم شکایتی مثلا از بعضی فرمانداران داشته باشند من همچون عثمان اصراری بر ابقای آن‌ها ندارم و نظر مردم را در آن جا موافق شرع و مصلحت است می پذیرم و این همان موضوع انعطاف است».

یکی از ویژگی های مدیر و فرمانده لایق آن است که به افکار مردم احترام بگذارد و در آن جا که اصول محفوظ می ماند با آن‌ها هم آهنگ باشد.

بعضی از شارحان نهج البلاغه، تفسیرهای دیگری برای این جمله گفته اند که مناسب به نظر نمی رسد؛ مثل این که «غیر» به معنای مصالح باشد؛یعنی اموری را که شما انکار می کنید، مصالحی دارد که نمی دانید در حالی که تفسیر «غیر» به مصالح، با مفهوم این واژه سازگار نیست. احتمالات دیگری نیز در کلمات بعضی از شارحان نقل شده که چون با ظاهر کلمات امام هماهنگ نبود، از آن صرف نظر کردیم.* * *نکته

گفت و گویی با عمار یاسر در جنگ صفین

شک نیست که اگر اهل قبله و گروهی از مسلمانان اقدام به اموری کنند که پایه های اسلام را متزلزل کند و یا قیام بر ضدّ حکومت اسلامی باشد، باید ارشاد شوند و از طرق مسالمت آمیز آن‌ها را به راه حق بازگردانند ولی اگر بر خلاف کاری خود ادامه دادند چاره ای جز این نیست که آن‌ها را با زور بر سرجای خود بنشانند و این کار برای افراد سطحی نگر و کوتاه فکر خوش آیند نیست از این رو امام علی (علیه السلام) می فرماید: این پرچم را تنها افراد بینا و شکیبا و عالم و آگاه بر دوش می کشند.

در حوادث جنگ صفین چنین نقل شده است: «یکی از یاران عمار یاسر می گوید: ما در جنگ صفین، همراه امام علی (علیه السلام) تحت فرماندهی عمار بودیم. ناگاه مردی صف را شکافت و به ما رسید و گفت: عمار کدام است؟عمار صدا زد: منم.آن مرد گفت: سخنی دارم آشکارا بگویم یا پنهان؟عمار گفت: اختیار با توست.آن مرد گفت: آشکارا می گویم. من در مبارزه با معاویه و پیروانش از ساعتی که از خانه بیرون آمدم تردیدی نداشتم و می دانستم آن‌ها گمراه هستند و این وضع تا دیشب ادامه داشت ولی خوابی دیدم که مرا مردّد کرده است. در خواب دیدم منادی ما اذان گفت و به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) شهادت داد. منادی آن‌ها همین طور و نماز بر پا شد. همه مانند هم نماز خواندیم. همه یکنواخت تلاوت قرآن می کردیم (از خواب بیدار شدم) شک و تردید مرا فرا گرفت با خود گفتم اگر آن‌ها بر باطل هستند، پس چرا همه چیز آن‌ها مثل ماست؟ خدا می داند آن شب بر من چه گذشت!

عمار گفت: صاحب آن پرچم سیاه را که در برابر ماست می شناسی؟ او عمرو عاص است. من همراه با پیامبر (صلی الله علیه وآله) در برابر همین پرچم، سه بار جهاد کرده ام و این دفعه چهارم است و او از آن سه نوبت بهتر نشده بلکه بدتر و فاجرتر هم شده است. آیا تو در غزوه بدر و احد و حنین شرکت داشتی؟ یا پدرت شاهد آن‌ها بوده است که برای تو خبرآورد؟ او گفت: نه.

عمار گفت: موقعیت امروز ما در خدمت علی (علیه السلام) همان موقعیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) در روز بدر و احد و حنین است و مرکز پرچم آن‌ها همان مرکز پرچم های مشرکان و احزاب است.

آیا آن لشکر و کسانی را که در آن هستند می بینی؟ به خدا سوگند! من دوست داشتم،تمام آن هایی که همراه با معاویه برای مبارزه با ما آمده اند و از اهداف ما جدا هستند؛ همگی یک انسان بودند و من آن انسان را از بین می بردم... آیا حقیقت را برای تو روشن ساختم؟

آن مرد گفت: آری، بر من روشن شد.

عمار گفت: حالا هر یک از دو گروه را که می خواهی انتخاب کن». (۴)

این واقعه و مانند آن نشان می دهد که ظاهر اسلامی این گروه های مخالف که پوششی برای نیّات شوم آن‌ها بود، افراد ساده دل را فریب می داد و امام (علیه السلام) با سخنان یاد شده به این گونه افراد هشدار می داد.****پی نوشت:۱. طه، آیه ۱۳۲.۲. اعراف، آیه ۱۲۸.۳. «غیر» به معنای حوادث و تغییراتی است که در زندگی انسان‌ها رخ می دهد و در خطبه یاد شده به معنای هرگونه تغییر است.۴. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، جلد ۵، صفحه ۲۵۶ (با کمی تلخیص) ـ این داستان را «نصر بن مزاحم» در صفحه ۳۲۱ کتاب صفین نیز نقل کرده است.

انتهای پیام/

www.yjc.ir

www.yjc.ir .

 

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی