دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در شنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۰
ای که دستت میرسد کاری کن پیش از آنکه از تو نیاید هیچ کار

ای که دستت میرسد کاری کن پیش از آنکه از تو نیاید هیچ کار

ای که دستت میرسد کاری بکن

ای که دستت میرسد کاری کن پیش از آنکه از تو نیاید هیچ کار

ای که دستت میرسد کاری بکن

سلام به مولیزی های عزیز، با قصیده زیبای ای که دستت میرسد کاری بکن از سعدی شیرازی در خدمت شما عزیزان هستیم. درادامه متن کامل شعر به همراه معنی و انشا برای شما همراهان همیشگی آورده شده است. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما عزیزان واقع شود. از اینکه با نظرات سازنده خود ما را در بهبود و پیشرفت سایت مولیزی یاری می کنید سپاسگزاریم.

ای که دستت میرسد کاری کن پیش از آنکه از تو نیاید هیچ کار

ای که دستت میرسد کاری بکن – قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸

1- روزگار بارها دگرگون شده است و بارها دگرگون خواهد شد. انسان عاقل به دنیا دل نمی‌بندد.

2- ای کسی که توانایی داری! پیش از آنکه زمانی برسد که کاری از دستت بر نمی‌آید، کاری انجام بده.

3- دلیل اینکه داستان رستم و اسفندیار روئین تن را در شاهنامه‌ها آورده‌اند….

4- این است که این پادشاهان سرزمین بدانند که دنیا از مردمان زیادی به یادگار باقی مانده است.

5- این همه انسان از میان رفتند ولی ما گستاخان از آنان هیچ پندی نگرفتیم

6- ای کسی که زمانی یک نطفه‌ی ناآگاه بودی. و زمان دیگری، یک طفل شیر خوار بودی

7- پس از مدتی رشد کردی و به بلوغ رسیدی. همچون سرو بلند بالا و سفید رو شدی

8- همچنان رشد کردی تا به مردی بلند آوازه تبدیل شدی. سوار دلاور میدان و شکار و جنگ شدی

9- هر چه که دیدی، به همان صورت باقی نماند؛ و هر چه امروز می‌بینی هم همینگونه ثابت باقی نمی‌ماند.

10- دیر و زود، این بدن و اندام نازنین به خاک تبدیل می‌شود و خاکش هم به غباری تبدیل خواهد شد.

11- بی‌تردید باغبان گل را خواهد چید و اگر او هم نچنیند، گل خود به خود از شاخه فرو خواهد ریخت.

12- بنابراین تخت پادشاهی و بخت و فرمان و نهی و گیر و دار، همگی هیچند چرا که گذرا هستند.

13- اگر از انسان نام نیکو به یادگار بماند بهتر از آن است که از او خانه‌ی طلاکوب باقی بماند.

14- چه کسی برآوردی از سال دیگر دارد؟ چه کسی می‌داند که آنکسی که پارسال همراهمان بود، به کجا رفته است؟

15- بیچارگانی که در خاک قبر خوابیده‌اند؛ در سرشان سر سوسمار به خواب رفته است.

16- صورت زیبای ظاهری هیچ ارزشی ندارد؛ ای برادر! سیرت زیبا عرضه کن!

17- آیا می‌دانی که خرد بهتر است یا روان؟ من پاسخش را به تو می‌دهم اگر آن را باور کنی

18- انسان باید در بدنش عقل باشد وگرنه خر هم در جسمش جان دارد

19- قبل از آنکه گردش روزگار، اختیار امور را از دستت خارج کند….

20- اگر در پی رسیدن به گنج هستی، رنج ببر؛ اگر می‌خواهی خرمنی بدست بیاوری، بذری بکار

21- حال که خداوند به تو بزرگی و منصب فرمانروایی داده است، اشتباه فرودستان بیچاره را ببخش

22- حال که گردش زمانه به تو ریاست بخشیده است، با زیردستانت همیشه به خوبی رفتار کن

23- گناه آنانی را که از تو طلب بخشش می‌کنند، ببخش. آنانی را که از تو امان می‌طلبند، به جانشان امان بده.

24- برای آنکه شکر نعمت را بجا آورده باشی، خوبی کن چرا که خداوند بندگان شکر گزارش را دوست دارد.

25- مهربانی او در عدد و رقم نمی‌گنجد. بخشایش او بی‌شمار است.

26- اگر به تعداد هر مویی، یک زبان داشته باشی، نمی‌توانی شکر یک هزارم نعمت‌ها را هم به جا بیاوری

27- برای آنکه نام نیکت جاودان باقی بماند، نام نیک درگذشتگان را از میان نبر.

28- زیبنده‌ی پادشاهان نیست که روز و شب، گاهی در حال خوردن شراب باشند و گاهی دیگر در حالت خمار پس از نوشیدن

29- خواسته‌ی درویشان و فقیران را برآورده کن تا خداوند وضعت را خوب کند

30- به غریبان بی اندازه لطف کن تا در مملکت خوشنام شوی

31- تا وقتی که دارای زور بازو و شمشیر تیز هستی، از زیادی لشکریان دشمن نگرانی نداشته باش

32- از آنچه در درون زخم خوردگان می‌گذرد، و از دعای انسان‌های پرهیزکار بترس.

33- آه بامدادی مظلومان همچون منجنیقی بر سر ظالمان که در حصار پناه گرفته‌اند، فرود می‌آید.

34- با بدکاران بد باش و با نیکوکاران خوب باش. جایی که باید گل باشی، گل باش و جایی که باید خار باشی، خار باش.

35- دیو به شکل انسان درنمی‌آید، از این بابت نگرانی نداشته باش؛ بلکه از انسان‌های دیوسیرت بترس

36- هر کسی که درندگان یا مردم بدکار را پرورش دهد، دیر یا زود همین درندگان یا آدم‌های بد، دمار از روزگارش درمی‌آورند.

37- هر چقدر هم که به بدان خوبی کنی، فایده ندارد: تنها کسی که می‌تواند مارگیر را بکشد، مار است.

38- ای کسی که با عقلت می‌توانی ببینی و با هوشت می‌توانی بشنوی! اندرز من را همچون گوشواره‌ای آویزه‌ی گوشت کن

39- تنها سنگدل می‌تواند پیمانی را که با من بسته است، بشکند. تنها انسان خوشبخت می‌تواند سخن من را بشنود

40- ای سعدی! آنقدر که می‌دانی بگو! سخن حق را باید آشکارا به زبان آورد.

41- کسی که ناامیدی و امید در کارش نباشد، نه از ختایان می‌ترسد و نه از قوم تاتار

42- تا روزگار باقی است، دولت سردار امیر اعظم شهریار باقی باشد

43- خسرو دادگر امیر خوشنام؛ انکیانو سرور والا تبار

44- دیگران حلوا پیشکش می‌کنند؛ من جواهر نثار او می‌کنم!

45- به پادشاهان سپاس و تحسین می‌فرستند و مدح آنان را می‌گویند ولی من درویش وار به او دعایی می‌کنم

46- خدایا! در دلش بینداز که خوبی کند. و او را از بقای عمر برخوردار ساز

47- محبوبت را از گردش روزگار محفوظ بدارد تا در کنارت باشد. دشمنت معزول باشد.

ای که دستت میرسد کاری کن انشا

هر کسی قطعا در زندگی خود قدرتی دارد که برای انجام کار ها می تواند از آن استفاده کند، البته که این محدوده در مورد هر کسی متفاوت است و وقتی بخواهیم فردی را مورد سنجش و در آزمون ذهنی خود قرار می دهیم، عموما اهدافش را سعی می کنیم بیابیم و از آن ها برای سنجش عقایدش استفاده می کنیم.

انسان ها همواره باید در شرایط سخت به یکدیگر کمک کنند و وقتی مسیری را خودشان پیش رفته اند، با موفقیت و یا گرفتاری روبرو شده اند، به دیگران نیز گوشزد کنند، البته که بحث رقابت کمی متفاوت است، ما می توانیم در یک رقابت سالم از حریف خود پیشی ببگیریم و سعی کنیم تا هدف خود را تبدیل به واقعیتی که در ذهن داریم کنیم.

جمله ای که دستت می رسد کاری بکن به این منظور است که برخی قدرتی دارند و می توانند به دیگران کمک های بسیاری کنند، در واقع از آن ها می خوانیم که نسبت به دیگران از هیچ کمکی دریغ نکنند و سعی کنند همواره حواسشان به زندگی دیگران باشد که این می تواند بهترین اتفاق ممکن باشد و قطعا بسیاری را از تلخی ها و سختی ها عبور می دهد.

همواره باید حواسمان به اطرافیان باشد، آن ها قطعا گاه نیاز به کمک خواهند داشت و اگر دستمان باز است کمک را از آن ها دریغ نکنیم، می توانیم خودمان را جای آن ها بگذاریم. این مسئله باعث می شود که هوشمندانه تر عمل کنیم و بیاموزیم هر انسانی ممکن است نیاز به کمک داشته باشد. کمک کردن حتی به ما نیز انرژی مثبتی می دهد و باعث می شود تا هنوز هم به آینده امید داشته باشیم.

منبع: سایت انشایی

سعدی

ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف، متخلص به سعدی (۶۰۶ – ۶۹۰ هجری قمری)، شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. اهل ادب به او لقب استاد سخن، پادشاهِ سخن، شیخِ اجلّ و حتی به‌طور مطلق، استاد داده‌اند.

او در نظامیهٔ بغداد که مهم‌ترین مرکز علم و دانش جهان اسلام در آن زمان به حساب می‌آمد – تحصیل و پس از آن به‌عنوان خطیب به مناطق مختلفی از جمله شام و حجاز سفر کرد. سعدی سپس به زادگاه خود، شیراز، برگشت و تا پایان عمر در آن‌جا اقامت گزید. آرامگاه وی در شیراز واقع شده‌است که به سعدیه معروف است.

بیشتر عمر او مصادف با حکومت اتابکان فارس در شیراز و هم‌زمان با حمله مغول به ایران و سقوط بسیاری از حکومت‌های وقت نظیر خوارزمشاهیان و عباسیان بود. البته سرزمین فارس، به واسطهٔ تدابیر ابوبکر بن سعد، ششمین و معروف‌ترین اتابکان سَلغُری شیراز، از حملهٔ مغول در امان ماند.

همچنین قرن ششم و هفتم هجری مصادف با اوج‌گیری تصوف در ایران بود و تأثیر این جریان فکری و فرهنگی در آثار سعدی قابل ملاحظه است. نظر اغلب سعدی‌پژوهان بر این است که سعدی تحت تأثیر آموزه‌های مذهب شافعی و اشعری و بنابراین تقدیرگرا است. در مقابل، نشانه‌هایی از ارادت وی به خاندان پیامبر اسلام مشاهده می‌شود.

سعدی بیش از آن که تابع اخلاق به‌صورت مطلق و فلسفی آن باشد، مصلحت‌اندیش است و ازین‌رو اصولاً نمی‌تواند طرفدار ثابت و بی‌چون‌وچرای قاعده‌ای باشد که احیاناً در جای دیگری آن را بیان کرده‌است. برخی از نوگرایان معاصر ایران آثار او را غیراخلاقی، بی‌ارزش، متناقض و ناهماهنگ قلمداد کرده‌اند.

منبع: ویکیپدیا

molisy.ir

molisy.ir .

گنجور » سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانو

شاه مردان نوشته:

دیو با مردم نیامیزد مترس بل بترس از مردمان دیوسار

دیو با انسان هرگز همنشین و همکلام نمی شود اما انسان با دیو نفس اماره همنشین شده و بنده و مطیع او می شود و به مانند دیوی زشت خو در خواهد آمد

هر که دَد یا مردم بد پرورد دیر زود از جان بر آرندش دمار

هر کس با مردمان زشت خو و شیطان صفت نشست و برخاست داشته باشد نفسش به آنها خو کرده و او نیز به مانند حیوانات وحشی درنده خو و شیطان صفت درخواهد آمد و همین نفس بد و درنده دمار از روزگارش در خواهد آورد کنایه از، نفسش او را نابود خواهد کرد

با بدان چندان که نیکویی کنی قتل مار افسا نباشد جز به مار

مار افسا: آموزش دهنده و سحر کننده مار توسط نواختن نی لبک مار: کنای از دنیا میتواند باشد. دنیا به مثابه یک مار خوش خط خال و در عین حال لطیف است که هر چقدر با آن بازی کنی و به دست و پایش بپیچی سرانجام تو را نیش خواهد زد ابتدا با لمس کردن او لطافتش توجه تو را جلب میکند و این لمس ادامه دارد تا به سر آن میرسی و او ناگهان به طرفه العینی تو را خواهد گزید، این کنایه از شیرینیهای دنیا که سرانجامی تلخ به همراه دارند. و هم کنایه از اعمال و رفتار بد آدمی با طبعیت از هوای نفس شیطانی. و هم کنایه از مردمان بدی که انسان با آنها معاشرت دارد که نتیجه هر سه مورد جز هلاکت و مرگ و نابودی چیز دیگری نیست

به ظن این حقیر از این بیت با توجه به صنعت ایهام و معنی دوبیت قبلش میتوان دو برداشت کرد.

۱/ واژه بدان، به معنای مردمان بد و کسانی که پیرو نفس اماره باالسوء هستند و همنشین شیطان. پس نتیجه اینکه کسانی که همنشین مردمانی با اعمال بد و شیطانی هستند سرانجام توسط همین مردم بد به قتل خواهند رسید و نابود خواهند شد یعنی اعمال بد نتیجه ای جز نابودی و هلاکت چیز دیگری در پی نخواهد داشت .پس همانطور که مارافسا یعنی کسی که مار را از درون سبد با نواختن نی بیرون میکشد و او را توسط این نوای زیبا و دلنشین سحر و جادو میکند تا مار به فرمان او برقصد سرانجام توسط همین مار کشته خواهد شد.

۲/ و اما برداشت دوم که کمی لطیف تر و زیباتر به نظر میرسد. مراد از واژه بدان، همان مار خطرناک دنیاست که سرانجام دست آموز خود را خواهد گزید و به هلاکت خواهد رساند.

بنابراین اگر انسان با اعمال بد نفسانی(شهوت، کینه، نفرت، حرص و طمع، حسادت …) و یا مردمانی که هر کدام نمادی از این ویژگیها هستند و یا دنیا را طلبیدن و بدنبال بازی با مار خطرناک دنیا بودن، که هر سه آنها در ابیات قبل به دیو و دد تشبیه شده انسان همنشین و قرین باشد حسابش با کرام و الکاتبین است پس هر سه معنی هلاکت و مرگ در پی خواهند داشت. و انسان هر چقدر به این سه گروه نیکی کند سرانجام بدی و شر دریافت خواهد کرد همانطور که صدای نی لبک خاموش میشود پس سرگرمی مار دنیا هم با انسان تمام میشود و او از حالت مار سحر بیرون امده و مارافسا را خواهد گزید و این پایان کار جویندگان، مار، شهرت و ریاست و ثروت و شهوت و دنیا طلب هاست.

حضرت حافظ میفرمایند: مجوی درستی عهد زجهان سست نهاد که این عجوزه پیر عروس هزار داماد است

????☹

ganjoor.net

ganjoor.net .

ای که دستت می رسد کاری بکن / پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

ای که دستت می رسد کاری بکن / پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

هر روز که می گذرد در لابلای حوادث، خواسته یا نا خواسته اموری را بر امور دیگر ترجیح می دهیم، کارهایی را مهم تر می پنداریم، وبعضی تصمیم ها را به بعدا وا می گذاریم ...

و اینجاست که خودخواهی معضلی است بر سر راه آرمان خواهی ما

اما در کوران حوادث، آنگاه که به  جرعه ای از رحمت الهی محتاج می گردیم، می گوییم ای کاش کسی بود که ...

ای کاش کسی می توانست ما را از این مشکلات نجات دهد.

ای خدا! مگر بنده ات را دوست نداری؟ پس چرا خضر رهی برایش نمی فرستی تا در این تاریکی ها و تنهایی ها راهنمایی اش کند؟

ای بندگان خوب خدا کجا رفته اید.

بله عزیزان هر کدام از ما اگر کاری که از دستمان بر می آید را برای دیگری انجام دهیم آنگاه شاید مشکلات ما  هم از دست کسی که می تواند، برطرف گردد. انشا الله.

برادران و خواهران همراه

یادمان باشد تصمیمی که ما در کمک به نیازمندان گرفته ایم از اعماق قلب ها مان سرچشمه گرفته است. ما وجدان خود را در مسائل جامعه مسئول می دانیم. مسائلی که همه با چشمان خود دیده ایم و معتقدیم در حد توان خود باید به بهتر شدن اوضاع مادی و معنوی همه ی همنوعان خودمان کمک کنیم. همگی نیز به محاسن و برکات این امر شریف واقفیم. پس گذر ایام و مسائل دیگر نباید ما را از این آرمان مقدس غافل کند و مشکلات زندگی، نباید ما را از کاری که اکنون از دستمان بر می آید باز دارد.

یاران همراه

دغدغه ی خداپسندانه ی خویش را به در گاه خداوند مهربان عرضه بداریم و از او بخواهیم که ما را وسیله و واسطه ی رسیدن نعمت ها و خوبی هایش به بندگان قرار دهد. (الهی آمین)

مطلب بالا را از یک وبلاگ گرفتم.

 و اما اصل موضوع: عزیزانی که مایلند با الگو گیری از مولا علی در یتیم نوازی، شرکت کنند و وسیله و واسطه ای باشند که انشاالله گل لبخند را بر لبان یتیمان و نیازمندان بکارند دست به کار شوند و کاری انسان دوستانه و خدا پسندانه انجام دهند، باشد که خداوند نیازشان را برطرف و مشکلشان را حل نماید.

یکی از راه هایی که به دوستان پیشنهاد می شود کمیته امداد امام می باشد. برای این منظور شما عزیزانی که دستتان می رسد و امکانش را دارید، به سه طریق می توانید کاری انسانی و وجدانی و خدا پسندانه کنید:

1-     واریز نقدی به شماره حساب سیبای بانک ملی به شماره ی:

(0105716752002) معاونت توسعه ی مشارکت های مردمی کمیته امداد شهرستان جهرم

2-     مراجعه به کمیته امداد جهرم، روبروی فرمانداری

3-     تماس با شماره تلفن 2221044-0791

کمیته امداد جهرم، علاوه بر کمکهای نقدی، کمکهای غیر نقدی شما عزیزان را نیز دریافت می کند.

باربد نیوز و شهر باربد از دوستان و عزیزان جهرمی خارج از کشور که احیاناً این مطلب را مطالعه می کنند، و مایل به یاری در این امر خیر هستند برای مشارکت در این امر انسان دوستانه دعوت می نماید و  پیشاپیش از تک تک عزیزانی که در این کار زیبا در هر حد و اندازه، مساعدت می کنند، سپاسگزاری نموده و دعای خیر خود را بدرقه راه روشن آنها می کند، باشد که نشاندن گل لبخند بر لب یتیمان و نیازمندان توسط شما عزیزان مورد قبول درگاه احدیت قرار گیرد و خداوند از شما راضی باشد.

ضمنا باربد نیوز و شهرباربد آمادگی دارد، به عنوان قدر دانی و تشویق دیگر دوستان اسامی افرادی که به این سنت نیکو که هرساله برگزار می شود کمک می کنند، را در صورت در خواست خود عزیزان، اعلام نماید.

 پس ای واسطه های خیر بین خدا و بندگان نیازمند! بسم الله ...

barbodcity.blogfa.com

barbodcity.blogfa.com .

 

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی