دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۱۷
کوچکترین کشور در قاره آفریقا کجاست

کوچکترین کشور در قاره آفریقا کجاست

کوچکترین کشور در قاره آفریقا کجاست

گامبیا

کوچکترین کشور در قاره آفریقا کجاست

مختصات: ۱۳°۲۸′ شمالی ۱۶°۳۶′ غربی / ۱۳٫۴۶۷°شمالی ۱۶٫۶۰۰°غربی / 13.467; -16.600

گامبیا یا گَمبیا (به انگلیسی: The Gambia، /ˈɡæm.bi.ə/) با نام رسمی جمهوری گامبیا (به انگلیسی: Republic of The Gambia) کشوری در آفریقای غربی، یکی از کوچکترین کشورهای این قاره و پایتخت آن بانجول است. جمعیت این کشور یک میلیون و ۷۷۶ هزار نفر و زبان رسمی این کشور انگلیسی است. واحد پول آن دالاسی گامبیا و رئیس‌جمهور آن آداما بارو است. در دسامبر ۲۰۱۵ رئیس‌جمهور یحیی جامع، رئیس‌جمهور پیشین این کشور را جمهوری اسلامی اعلام و حجاب را برای کارمندان زن اجباری کرد. این کشور پس از موریتانی دومین جمهوری اسلامی در آفریقا به‌شمار می‌رفت.[۱] اما در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ پس از برکناری یحیی جامع، جمهوری اسلامی هم ساقط شد.[۲]

مردم گامبیا به اقوام گوناگونی تعلق دارند که بزرگ‌ترین آن قوم ماندینکا است که ۴۲ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد. ۹۰ درصد از مردم این کشور مسلمان هستند و آیین‌های تصوف در میان آن‌ها رواج زیادی دارد.[۳]

گامبیا کشوری باریک و کم‌ارتفاع در دو سوی رود گامبیا است. در سال ۱۸۸۹ هنگامی که مرزبندی‌های بین دو ملت سنگال و گامبیا پذیرفته شد، بریتانیا تنها توانست یک باریکه کوچک در امتداد رود گامبیا را برای خود حفظ نماید. گامبیا تحت حکومت بریتانیا و مستعمرگی این کشور «گامبیای انگلیس» نام گرفت. این خطه از سرزمین نیز به‌طور کامل توسط سنگال فرانسوی‌ها احاطه شده بود.[۴]

گامبیا در سال ۱۹۶۵ از بریتانیا استقلال یافت و به مجموعه کشورهای همسود (مشترک‌المنافع) پیوست.

خاک گامبیا حاصلخیز و اقتصاد این کشور برپایه کشاورزی، ماهی‌گیری و گردشگری بنا شده‌است. در حدود یک‌سوم از جمعیت کشور زیر خط فقر یعنی با درآمد ۱٫۲۵ دلار آمریکا در روز زندگی می‌کنند.[۵]

تاریخ[ویرایش]

در سال ۱۴۵۵ میلادی پرتغالی‌ها خاک گامبیا را اشغال کردند ولی این کشور ۳ قرن بعد در سال ۱۷۶۵ مستعمره بریتانیا شد.

گامبیا پس از مبارزات طولانی در سال ۱۹۶۵ به استقلال رسید. در سال ۱۹۸۱ کنفدراسیونی از سنگال و گامبیا به نام «سنگامبی» تشکیل و مقرر شد رئیس‌جمهور سنگال به عنوان رئیس و همچنین رئیس‌جمهور گامبیا به عنوان نایب رئیس این کشور انتخاب شوند؛ ولی در عین حال دو کشور حاکمیت خود را حفظ کنند. این قانون کماکان در گامبیا اجرا می‌شود.

در دوره یحیی جامع و در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۹۴ گامبیا به «جمهوری اسلامی گامبیا» تغییر نام داده شد، اما پس از رفتن وی، این نام در تاریخ ۱۰ بهمن سال بعد سقوط کرد و به همان نام قبلی برگشت.

سیاست[ویرایش]

«یحیی جامع» در سال ۱۹۹۴ با انجام یک کودتای نظامی قدرت را در گامبیا در دست گرفت. او از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۶ رئیس‌جمهور این کشور است. در انتخابات دسامبر سال ۲۰۱۶، آداما بارو به ریاست جمهوری این کشور رسید.[۶]

گروه‌های طرفدار حقوق بشر دولت وی را به نقض حقوق و آزادی‌های اساسی شهروندان متهم کرده‌اند، اما وی این اتهام را رد می‌کند.[۷]

روابط با ایران[ویرایش]

در دهه ۲۰۰۰، بین گامبیا و ایران روابط نزدیکی برقرار شد. به‌طوری‌که در سفر محمود احمدی‌نژاد به گامبیا، یک رشته توافقنامه همکاری بین دو کشور به امضا رسید. اما در سال ۲۰۱۰،دولت نیجریه 13 کانتینر اسلحه و مواد انفجاری که با اسم مصالح ساختمانی از ایران بارگیری شده بود توقیف کرد.متعاقب آن وزارت خارجه ایران اعلام کرد مقصد این کانتینرها کشور نیجریه نبوده‌است.با توجه به اینکه مقصد نهایی کشتی کشور گامبیا بود، دولت گامبیا ظاهراً به خاطر ناخرسندی از ارسال این اسلحه‌ها از ایران به نیجریه روابط خود را با ایران قطع کرد.[۸]

جغرافیا[ویرایش]

]]جمهوری گامبیا]] با ۱۱ هزار و ۲۹۵ کیلومتر مربع مساحت در ساحل غربی قاره آفریقا کوچکترین کشور این قاره است. گسترش این کشور در جهت طول جغرافیایی است و طول آن به ۳۲۰ کیلومتر می‌رسد. گامبیا همچون باریکه‌ای در طول شرقی - غربی در داخل سنگال قرار دارد و از طریق باریکه‌ای در غرب با اقیانوس اطلس هم‌مرز است.

طول مرزهای گامبیا با جمهوری سنگال به ۷۴۰ کیلومتر و طول ساحل این کشور با اقیانوس اطلس به ۸۰ کیلومتر می‌رسد. حداقل ۱۸ درصد از خاک گامبیا قابل کشاورزی، ۹ درصد مراتع طبیعی و ۲۸ درصد جنگلی است.

رود گامبیا که ۱۱۲۷ کیلومتر طول دارد با آبرفت‌های خود، نواحی حاصلخیزی برای این جمهوری بوجود آورده است. موقعیت استوایی و قرار گرفتن در مجاورت اقیانوس اطلس موجب گرم و مرطوب شدن آب و هوای گامبیا شده‌است.

عضویت در سازمان‌ها[ویرایش]

گامبیا در سازمان‌های زیر عضویت دارد:

تقسیمات کشوری[ویرایش]

گامبیا از ۶ بخش تشکیل شده‌است. از دیگر مراکز پرجمعیت گامبیا می‌توان به شهرهای سرکوندا و بریکاما اشاره کرد.

اقتصاد[ویرایش]

فقر[ویرایش]

گامبیا همچون بسیاری از کشورهای آفریقایی از اقتصادی ضعیف و نامتعادل برخوردار است. اثر سال‌ها بهره‌کشی کشورهای استعمارگر، هنوز توان توسعه اقتصادی را به گامبیا نداده و بی‌سوادی شمار زیادی از جمعیت این کشور و نیز کمبود منابع اقتصادی قابل اتکا موجب شده‌است تا گامبیا در ردیف یکی از کشورهای فقیر جهان قرار گیرد. واحد پول گامبیا «دالاسی» نام دارد که به یکصد «بوتوت» تقسیم می‌شود. هر دلار آمریکا تقریباً با ۶/۱۱ دالاسی برابری می‌کند.

تولید ناخالص داخلی و تورم[ویرایش]

نرخ تولید ناخالص داخلی گامبیا که در سال ۱۹۹۰ حدود ۳۱۷ میلیون دلار بود که اکنون با اندکی افزایش به ۴۳۷ میلیون دلار رسیده‌است. این در حالی است که متوسط نرخ رشد تولید ناخالص داخلی این جمهوری در فاصله سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸ حدود ۴۶/۳ درصد بود.

حداکثر سرمایه‌های جذب شده خارجی در این کشور طی ۱۰ سال گذشته حدود ۱۵ میلیون دلار است و نرخ تورم اقتصادی در این جمهوری حدود ۵/۲ درصد برآورد می‌شود. متوسط درآمد سرانه مردم گامبیا حدود ۳۴۰ دلار در سال است.

تراز پرداخت‌های تجاری گامبیا در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ به ترتیب (۱۷۲-) و (۲۰۶-) میلیون دلار بود.

منابع درآمد[ویرایش]

محصولات کشاورزی ۲۳ درصد، تولیدات صنعتی ۱۳ درصد و فعالیت‌های خدماتی ۶۴ درصد از تولید ناخالص داخلی گامبیا را شامل می‌شود. بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در پایان سال ۲۰۰۰ میلادی با اختصاص بخشی از یک وام ۳۴ میلیارد دلاری به کشورهای فقیر آفریقا و از جمله گامبیا به منظور کاهش بدهی‌های خارجی این کشورها موافقت کردند.

۸۵ درصد از مردم گامبیا از طریق کشاورزی و دامداری امرار معاش می‌کنند و بادام زمینی ۹۰ درصد از تولیدات کشاورزی و صادرات گامبیا را تشکیل می‌دهد. ارزن، ذرت، برنج، مانیوک (نوع میوه مخصوص مناطق استوایی) و دانه‌های روغنی جزو دیگر تولیدات کشاورزی گامبیا هستند.

گامبیا در سال ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ به ترتیب ۲۳ و ۳۲ هزار تن انواع ماهی از دریا صید کرد. ضمن آنکه در سال ۱۹۹۸ مجموع تولید سبزیجات این کشور به ۸ هزار تن، انواع میوه به ۴ هزار تن و انواع مواد پروتئینی به ۸ هزار تن رسید.

فراورده‌های بادام زمینی، تن ماهی، پوست، نوشابه، جمع‌آوری و بسته‌بندی محصولات کشاورزی، صنایع چوب، پوشاک و صنایع فلزکاری جزو تولیدات صنعتی گامبیا به‌شمار می‌روند. از سوی دیگر الماس، لاتریت و سنگ‌های ساختمانی جزو منابع معدنی گامبیا هستند.

در سال‌های اخیر آمریکا، سنگال، بلژیک، ایرلند، اسپانیا، بریتانیا، هلند، فرانسه، ایتالیا، آلمان، سوئیس و پرتغال جزو مهم‌ترین شرکای گامبیا بوده‌اند.

این کشور فاقد خطوط ریلی است؛ ولی نزدیک به ۲۷۰۰ کیلومتر جاده اصلی و فرعی، ۴۰۰ کیلومتر راه آبی، یک بندر صیادی و تنها یک فرودگاه بزرگ با قابلیت پذیرش هواپیماهای پهن پیکر دارد.

مردم[ویرایش]

بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۷ گامبیا دارای ۱٬۷۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت است که ۴۵ درصد از آن‌ها را افراد زیر ۱۴ سال، ۵۲ درصد افراد بین ۱۵ تا ۶۴ سال و ۳ درصد افراد بیشتر از ۶۵ سال تشکیل می‌دهند. نرخ رشد جمعیت گامبیا حدود ۲/۳ درصد است و به‌طور میانگین در هر کیلومتر مربع از خاک این سرزمین ۱۲۱ نفر زندگی می‌کند.

گامبیا به ازای هر هزار نفر از جمعیت خود ۲۸/۴۲ نفر نرخ زاد و ولد و ۲۱/۱۳ نفر نرخ مرگ و میر و ۹۷/۲ نفر نرخ مهاجرت دارد. امید به زندگی در مردان گامبیا ۵۱ سال و در زنان این کشور ۵۵ سال است.

فرهنگ[ویرایش]

حدود ۹۰ درصد مردم این کشور مسلمان سنی هستند. ضمن آنکه ۹ درصد از ساکنین این جمهوری پیرو مسیحی و مابقی روح‌باور می‌باشند.

زبان رسمی مردم گامبیا انگلیسی است؛ ولی در اغلب محاورات روزمره از زبان‌های مختلف بومی نظیر ولوف، فیولا و ماندینکا استفاده می‌شود. یحیی جامع رئیس‌جمهوری گامبیا در مارس ۲۰۱۴ اعلام کرد که استفاده از زبان انگلیسی را به عنوان زبان رسمی متوقف خواهد کرد. وی گفت زبان انگلیسی ارثیه استعمار است و ما به دنبال سخن گفتن به زبان خودمان هستیم.[۹]

ارتباطات[ویرایش]

رسانه‌ها[ویرایش]

گامبیا در جهت توسعه شبکه مخابراتی خود طی سال‌های اخیر گام‌های بزرگی برداشته‌است. هم‌اکنون بیش از ۲۵ هزار شماره تلفن ثابت و ۶ هزار شماره تلفن همراه در این کشور وجود دارد. ضمن آنکه مردم گامبیا امواج ۳ ایستگاه رادیویی (AM) و ۲ ایستگاه رادیویی (FM) را دریافت می‌کنند. برنامه تلویزیون این کشور نیز از طریق تنها شبکه دولتی گامبیا پخش می‌شود.

مطبوعات[ویرایش]

رسانه‌های نوشتاری و مطبوعات در گامبیا توسعه چندانی نیافته‌اند و به جز تعداد انگشت شماری روزنامه و هفته‌نامه در این جمهوری، جریده‌ای به چاپ نمی‌رسد.

منابع[ویرایش]

fa.wikipedia.org

fa.wikipedia.org .

برای دانلود آهنگ کلیک کنید

آفریقا

کوچکترین کشور در قاره آفریقا کجاست

آفریقا یا اِفریقا دومین قاره پهناور جهان (پس از آسیا، و دومین؛ در متد قاره آمریکای شمالی/ قاره آمریکای جنوبی، پس از آسیا)، است که با مساحتی حدود ۳۰٬۲۲۱٬۵۳۲ کیلومتر مربع ۲۰٫۳٪ از مجموع خشکی‌های زمین را در بر می‌گیرد. عرض این قاره حدود ۸۰۰۰ کیلومتر از شمال به جنوب و طول آن در حدود ۷۴۰۰ کیلومتر از شرق به غرب است. آفریقا با بیش از ۱٬۳۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت،[۱][۲] دارای ۶۱ کشور بوده که حدود یک هفتم از جمعیت کنونی جهان را در خود جای داده‌است.

این قاره از شمال به دریای مدیترانه، از شمال شرق به کانال سوئز و دریای سرخ، از شرق به خلیج عدن، از جنوب شرق به اقیانوس هند، و از غرب به اقیانوس اطلس محدود می‌شود.

آفریقا در دو سوی خط استوا قرار گرفته و نواحی اقلیمی مختلفی را در بر می‌گیرد؛ آفریقا تنها قاره‌ای است که از منطقه معتدله شمالی تا منطقه معتدله جنوبی امتداد یافته‌است (با فرض در نظر نگرفتن قاره پیوسته آمریکا). به دلیل فقدان بارش‌های منظم طبیعی و آبیاری، و نیز تاحدودی عدم وجود سیستم‌های توده‌ای یخ یا سفره‌های زیرزمینی کوهستانی، هیچگونه اثر معتدل‌کننده طبیعی بر اقلیم به استثنای نزدیک سواحل در آن وجود ندارد. در مرکز آفریقا (نزدیک استوا) نیمی از سال بارانی می‌باشد که دارای هوای گرم و مرطوب است و جنگل‌های زیبایی را پدیدمی‌آورد که عمری بیشتر از یک نیم سال ندارد چرا که بعد از این فصل بارانی، گرمایی سخت و طاقت فرسا تمام منطقه را فرا می‌گیرد و هیچ جانوری طاقت آن را ندارد و پس مدتی آن جنگل‌ها به بیابانی خشک و بی آب و علف تبدیل می‌شود. (نیمه دیگر سال گرم و خشک است که در مجموع طبیعتی ۲ فصل را پدیدمی‌آورد)

اگرچه گمانه‌زنی‌های اروپاییان دربارهٔ ماهیت صحرای اتیوپی در جنوب آفریقا به زمانی بیش از دو هزار سال قبل بازمی‌گردد، آفریقا به عنوان قدیمی‌ترین قاره‌ای که بشر در آن سکونت داشته به‌شمار می‌آید.[۳]

کشورهای جنوب آفریقا[ویرایش]

نام آفریقا[ویرایش]

دربارهٔ ریشه‌شناسی واژه آفریقا نظرهای گوناگونی آمده‌است. برخی آن را از واژه فنیقی آفِر به معنی گرد و غبار دانسته‌اند[نیازمند منبع]، برخی از نام تیرهٔ آفریدی ساکن شمال آفریقا در پیرامون کارتاژ و برخی از واژه یونانی آفریکه (aphrike) به معنی بی سرما و همیشه گرم یاد می‌کنند.[۴]

جغرافیا[ویرایش]

بزرگ‌ترین کشور آفریقا الجزایر و کوچک‌ترین منطقه آن جزایر سیشل که در اقیانوس هند می‌باشد. کوچک‌ترین کشور ناحیه خشکی آن گامبیا است.[۵]

شمالی‌ترین نقطهٔ آفریقا دماغه الغیران (درکشور تونس)، جنوبی‌ترین نقطه دماغه آگولهاس (در کشور آفریقای جنوبی)، شرقی‌ترین نقطه دماغه گوآردافوئی (در کشور سومالی)و غربی‌ترین نقطه نوک المادی (در کشور دماغه سبز) می‌باشد.

آب و هوای آفریقا از اقلیم گرمسیری تا فراشمالگان در بالاترین قله‌های آن در نوسان است. در ناحیه شمالی آن عمدتاً بیابان یا مناطق بایر وجود دارد، در حالی که مناطق مرکزی یا جنوبی شامل دشت‌های گرم (استوایی) و نواحی جنگلی بارانی بسیار متراکم می‌باشد. با این همه دو نوعی همگرایی در الگوهای گیاهی همچون ساحل و استپ غالب است.[۳]

پر جمعیت‌ترین کشورهای آفریقا[ویرایش]

۱۰ کشور پر جمعیت آفریقا[ویرایش]

پیشینه[ویرایش]

آفریقا کهنترین قاره جهان است و تاریخ آن به دوران اولیه پیش از نون سنگی نیز بازمی‌گردد.

قدیمی‌ترین منطقه مسکونی زمین با گونه‌های بشری بر روی کره خاکی در آفریقا است. طی اواسط سده بیستم، انسان‌شناسی سنگواره‌ها و شواهدی از وجود بشر که احتمالاً به قبل از ۷ میلیون سال پیش برمی‌گردد، دست یافتند. فسیل از گونه‌های متعددی از بشرهای میمون‌وار که تصور می‌شود به انسان نوین امروزی تکامل یافته، باقی‌مانده‌است، همچون «جنوبی‌کپی عفاری» که از لحاظ پرتوسنجی دیرینگی آن به ۳ تا ۳/۹ میلیون سال پیش بازمی‌گردد،[۶] پرامردم بویسی (۳/۲ تا ۴/۱میلیون سال پیش از میلاد مسیح)[۷] کشف شده‌است(۶۰۰ هزار تا ۹/۳میلیون سال پیش از میلاد مسیح) و «انسان کاروَرز»[۸]

استخوان ایشانگو که حدود ۲۵هزار سال قدمت دارد، که خطوط محاسباتی را در ملاحظات ریاضی نشان می‌دهد. در سراسر دوران پیشاتاریخ بشر، آفریقا (همانند دیگر قاره‌ها) هیچگونه سرزمین‌های (مدون) کشوری نداشت، و در عوض گروه‌های شکارچی همچون خویی و سان در آن اقامت داشتند.[۹][۱۰][۱۱]

باستان[ویرایش]

اواخر دوران باستان[ویرایش]

قرون وسطی[ویرایش]

در دوران بعد از اسلام آفریقا شکوفا شد

دوران مدرن[ویرایش]

سیاست[ویرایش]

اتحادیه آفریقا (AU)، یک فدراسیون متشکل از تمام کشورهای آفریقایی به جز مراکش می‌باشد. این اتحادیه در آدیس آبابا به عنوان مقر خود در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۱ تشکیل شد. در ژوئیه ۲۰۰۴، مقر اتحادیه آفریقا به می‌درند در جمهوری مشروطه آفریقای جنوبی منتقل شد. اما، کمیسیون اتحادیه آفریقا دارای مراکزی در آدیس آبابا می‌باشد. در واقع سیاست اتحادیه در جهت تمرکز زدایی در موسسات فدراسیون آفریقا بوده تا تمام کشورها در آن سهیم باشند.

اتحادیه آفریقا، نباید با کمیسیون AU، اشتباه شود که بر اساس مصوبه اتحادیه تشکیل شده و هدف آن تغییر دادن جامعه اقتصادی آفریقا، به عنوان یک مشترک المنافع فدراتیو، به یک مرجع تحت شرایط کنوانسیون‌های مقرر بین‌المللی می‌باشد. اتحادیه آفریقا دارای یک دولت پارلمانی تحت عنوان دولت اتحادیه آفریقا است که شامل سازمان‌های قانونگذاری، قضائی و اجرائی شده، و توسط رئیس‌جمهور اتحادیه آفریقا و رئیس مجمع، که همچنین رئیس‌جمهور پارلمان اتحادیه آفریقا نیز هست، رهبری می‌شود. شخصی که رئیس‌جمهور AU می‌شود از سوی PAP (پارلمان اتحادیه آفریقا) انتخاب می‌گردد، و در نتیجه حمایت اکثریت را در PAP به دست می‌آورد.

رئیس‌جمهور گرترود ایبنگوه منگلا رهبر مرجع و رئیس دولت اتحادیه آفریقا است با عنایت به این واقعیت که او رئیس‌جمهور پارلمان اتحادیه آفریقا نیز می‌باشد. او توسط پارلمان در جلسه افتتاحی در مارس ۲۰۰۴ برای یک دوره پنجساله انتخاب گردید. PAP شامل ۲۶۵ قانونگذاراست که ۵ تن از آنان جزو مجمع مشروطه اتحادیه آفریقا هستند. حدود ۲۱٪ از اعضای PAP زن هستند.

توان‌ها و اختیار رئیس‌جمهور پارلمان آفریقا از مصوبه اتحادیه و پروتکل پارلمان اتحادیه آفریقا ناشی می‌شود، و نیز انتقال (میراث) اختیار ریاست جمهوری از طریق معاهده‌های آفریقایی و بین‌المللی مطرح می‌شود از جمله آن مواردی که تابع دبیرکل دبیرخانه OAU (کمیسیون AU) نسبت به PAP می‌باشد. دولت AU شامل تمام مقامات اتحادیه (فدرال)، منطقه‌ای، کشوری، و شهرداری و نیز صدها موسسه‌ای می‌باشد که با همدیگر امور روز به روز آن مؤسسه را مدیریت می‌کنند.

سیاستهای ناکام کشوری، اقدامات تجاری ناکارآمد جهانی، و اثرات تغییر اقلیم جهانی منجر به قحطی‌های گسترده‌ای شده، و بخش‌های عمده آفریقا با سیستم‌های توزیع خود برای پخش غذا و آب کافی برای زنده نگهداشتن جمعیت مردم نا توان مانده‌اند. آنچه پیش از استعمار منبع ۹۰٪ طلای جهان بوده، فقیرترین قاره موجود بر زمین بوده‌است، و مردم دیگر قاره‌ها از ثروتهای سابق آن برخوردار شده‌اند. گسترش بیماری نیز بی‌حد و حصر است، به ویژه شیوع بیماری ویروس ناتوانی ایمنی بدن انسان (HIV) و نیز سندروم ناتوانی اکتسابی ایمنی (AIDS) که به واگیر مرگباری در این قاره تبدیل شده‌است. با وجود مشقتهای بیشمار، نشانه‌هایی از امید برای آینده این قاره وجود داشته‌است. ظاهراً حکومت‌های دموکراسی دولتهای دموکراتیک، شیوع پیدا می‌کنند، اما هنوز اکثریت (جامعه ملی جغرافیایی ادعا می‌کنند که تنها ۱۳ کشور آفریقایی را واقعاً می‌توان دموکراتیک به حساب آورد الگو:نیاز به بیان است). تعدادی ≈≠از کشورها حقوق بشر اساسی را برای همه شهروندان به رسمیت شناخته‌اند و (مجامع) قضائی دادگاه‌های قضائی مستقل تشکیل داده‌اند.

نشانه‌های روشنی از ایجاد فزاینده شبکه‌ها در میان سازمان‌ها و کشورهای آفریقائی وجود دارد. در جنگ داخلی در جمهوری دموکراتیک کنگو (زئیر پیشین) علاوه برمداخله کشورهای غیر آفریقائی ثروتمند، کشورهای آفریقائی همسایه هم شرکت داشتند (همچنین نگاه کنید به جنگ دوم کنگو). چون این درگیری در سال ۱۹۹۸ آغاز شد، نسبت تخمینی مرگ به ۴ میلیون نفر رسید.[۱۲] بسیاری از ناظران اظهار می‌نمایند که این درگیری نقشی مشابه با جنگ جهانی دوم ایفا نموده، پس از آن که کشورهای اروپائی جوامع آن‌ها را یکپارچه می‌نماید به نحوی که جنگ بین آن‌ها غیرقابل تصور می‌شود. انجمنهای سیاسی همچون اتحادیه آفریقا نسبت به همکاری بیشتر و صلح بین تعدادی از کشورهای این قاره اظهار امیدواری می‌نماید. نقض‌های گسترده حقوق بشر هنوز در تعدادی از بخش‌های آفریقا واقع می‌شود که اغلب در اثر غفلت آن کشورها است. بیشتر یک چنین تجاوزاتی به علل سیاسی و معمولاً به عنوان اثر جانبی جنگ داخلی اتفاق می‌افتد. کشورهایی که در آن‌ها تجاوزات عمده به حقوق بشر در زمان‌های اخیر گزارش شده‌است عبارت‌اند از جمهوری دموکراتیک کنگو، سیرالئون، لیبریا، سودان، ساحل عاج. اوضاع امنیتی در این قاره بحرانی است و وضعیت خوبی ندارد.جنگ داخلی در لیبی،سومالی،نیجریه،جمهوری دموکراتیک کنگو و...اوضاع این قاره را به شدت بحرانی کرده است.در جدیدترین این جنگ های داخلی اتیوپی نیز به این کشورها افزوده شده و با درگیری دولت با شمالی ترین ایالت آن،عملا این کشور به سمت یک جنگ داخلی پیش میرود.حملات پی در پی و خشن گروه های تروریستی همچون داعش،بوکوحرام،الشباب و...در کشور های عقب مانده مانند چاد،موزامبیک،لیبی،جنوب الجزایر،نیجریه و چند کشور دیگر،باعث شده تا این گروه ها از عقب ماندگی و ضعف نیروهای نظامی این کشور ها به نفع خود استفاده کرده و برخی از شهرها و بنادر این کشورها را اشغال کنند.در آخرین آن داعش با حمله به یک روستا در موزامبیک 50تن را سر برید و بدنشان را قطعه قطعه کرد.اوضاع نابسامان سومالی نیز وخیم است.استقلال طلبی سومالی لند،به یکی از دغدغه های دولت این کشور تبدیل شده.مجامع بین المللی علی رغم برگزاری جلسه ها و نشست های مختلف،نتوانسته اند راه حلی عملی برای بحران های امنیتی این قاره پیدا کنند.

اقتصاد[ویرایش]

افریقا از فقیرترین قاره‌ها است. مصر وافریقای جنوبی را می‌توان به عنوان اقتصادهای برتر این قاره عنوان کرد.

تا حدود زیادی به دلیل اثرات استعمار، دولت‌های فاسد و استبداد، آفریقا فقیرترین قاره مسکونی دنیا است. بر طبق گزارش توسعه انسانی سازمان ملل متحد در سال۲۰۰۳، ۲۵ رده پایینی جدول کشورها (از رتبه ۱۵۱ ام تا ۱۷۵ ام) همگی کشورهای آفریقایی بوده‌اند.[۱۳]

در حالی که رشد سریع در چین و اکنون در هند، و نیز رشد میانه در آمریکای لاتین میلیون‌ها (واحد) فراتر از زندگی موجود رفته‌است، آفریقا از نظر تجارت، سرمایه‌گذاری خارجی، و درآمد سرانه روند قهقرائی داشته‌است. این فقر اثراتی از جمله امید به زندگی پایین، تنش، و بی‌ثباتی – که عوامل دخیل در فقر قاره هستند، گسترش داده‌است.

برخی نواحی، به خصوص بوتسوانا و آفریقای جنوبی موفقیت اقتصادی را تجربه نموده‌اند، از جمله افتتاح بازار سهام ژوهانسبورگ. این مسئله تا حدودی در اثر ثروت منابع طبیعی شان به عنوان تولیدکننده عمده طلا و الماس با هم بوده، و تا حدودی نیز به دلیل نظام قانونی مناسب و پایدار آن می‌باشد. همچنین آفریقای جنوبی به سرمایه مالی، بازارهای متعدد، کار مهارتی، و اولین زیرساختار در بیشتر (بخش‌های) کشور خود دست یافته‌است. کشورهایی همچون غنا، کنیا، کامرون و مصر، دیگر کشورهای آفریقائی هستند که پیشرفتهای قابل مقایسه داشته‌اند.

آفریقا به لحاظ برخورداری از منابع طبیعی و معدنی نیز یکی از قاره‌های ثروتمند و برخوردار جهان به‌شمار می‌آید. نیجریه بر روی یکی از بزرگ‌ترین ذخایر ثابت شده نفت در جهان قرار گرفته‌است و ضمن داشتن یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد در جهان، بیشتر جمعیت را در میان کشورهای آفریقایی دارد.

از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵، رشد اقتصادی با متوسط ۵٪ در سال ۲۰۰۵، به اوج خود رسید. اما برخی کشورها رشد اقتصادی بیشتری (٪+۱۰) را داشته‌اند، به خصوص آنگولا، سودان و گینه استوائی، که هرسه کشور اخیراً شروع به استخراج ذخایر نفتی خود کرده‌اند.

ایجاد نیروگاه خورشیدی در کشور 'مالی'، احداث نیروگاه بادی در 'کنیا'، ساخت بزرگ‌ترین تلسکوپ جهان در آفریقای جنوبی یا ایجاد دیوار بزرگ سبز از شرق تا غرب این قاره که با مشارکت بسیاری از کشورهای آفریقایی و با هدف ممانعت از پیشروی صحرا صورت می‌گیرد از جمله اقداماتی است که برای تقویت زیرساخت‌های آفریقا صورت می‌گیرد.[۱۴]

زبان‌ها[ویرایش]

پراکندگی زبان‌های آفریقا- آسیایی از ساحل تا جنوب غرب آفریقا امتداد یافته‌است. زبان‌های نیجر- کنگو تقسیم شده‌است تا عظمت زبان‌های زیرمجموعه خانواده بانتو را نشان دهند.[نیازمند منبع]

بر اساس بیشترین برآوردها، آفریقا کلاً شامل بیش از هزار زبان می‌باشد، برخی این رقم را تا بیش از دوهزار تخمین زده‌اند (بیشتر آفریقایی تا دارای ریشه اروپایی). آفریقا عمده‌ترین قاره چند زبانه در جهان است؛ و این مسئله نادر نیست که افرادی را بتوان یافت که نه تنها به زبان‌های مختلف آفریقایی، بلکه یک یا دو زبان اروپایی نیز به روانی تکلم می‌نمایند.[نیازمند منبع]

عمدتاً پنج خانوادهٔ زبانی بومی در آفریقا وجود دارند.[نیازمند منبع]

فرهنگ[ویرایش]

فرهنگ آفریقا توسط یک نظام کاملاً یکپارچه از ارزش‌های اجتماعی مشخص می‌شود، از طریق فرآیندهای تاریخی اطلاع داده می‌شود که از سازمان اجتماعی خود پشتیبانی می‌کند. جالب‌ترین ویژگی فرهنگ آفریقایی ماهیت تقریباً یکدست از یک شبه-زبان آفریقایی است، که عناصر غیر کلامی برقراری ارتباط آن برای تغییر مفهوم و انتقال احساس بکار می‌روند. همچون اروپایی‌های جنوبی، آفریقایی‌ها بیشتر حراف، گرم و متعهد می‌باشند. این شبه-زبان آفریقایی در مجموعه‌ای از روابط تاریخی و باورهای معنوی باستانی ریشه دارد که در نسل، زبان، سیاست در حال شکوفایی، و نیز تراژدی‌های توأمان برده‌داری و استعمار آفریقا جای گرفته‌اند.

گویش‌های شبه زبان‌شناختی آفریقایی‌ها، و تنفس‌های اجتماعی بنیادی به سادگی قابل تشخیص بوده و در یک فلسفهٔ باستانی قوی و عمیقاً جا افتاده ریشه دوانده که حتی در مواجهه با جابجایی‌های گستردهٔ اجتماعی و جغرافیای سیاسی حاصل از تغییر نمودار جمعیتی نیز مستلزم تداوم و تعالی آن‌ها است.

فرهنگ نوین آفریقایی از طریق پاسخ‌های پیچیده به امپریالیسم عربی و امپریالیسم اروپایی بروز می‌یابد. در آغاز اواخر دههٔ ۱۹۹۰، آفریقایی‌ها به‌طور فزاینده‌ای می‌خواستند هویت خود را مجدداً اظهار نمایند. خصوصاً در شمال آفریقا خودداری از پذیرش برچسب عربی یا اروپایی منجر به یک نوع سرریز تقاضاها برای پاسداشت زبان‌ها و فرهنگ بومی آمازیغ در مراکش، مصر، الجزایر و تونس منجر شد. پیدایش (باور) همه- آفریقایی‌گرایی از زمان افول آپارتاید، سبب افزایش تقاضاها برای حسی احیا شده از هویت آفریقایی گردید. در جنوب آفریقا، روشنفکران جوامع مقیم از اعقاب اروپایی به‌طور فزاینده‌ای به خاطر دلایل فرهنگی تا علل جغرافیایی یا نژادی هویت آفریقایی پیدا کردند. معروف است که برخی افراد، مراسم مذهبی انجام می‌دادند تا عضو جوامع زولو یا سایر شوند.

مذهب[ویرایش]

آفریقایی‌ها گسترهٔ وسیعی از اعتقادات مذهبی را عرضه می‌کنند،[۱۵] ضمن آن که مسیحیت و اسلام رایج‌ترین آن‌ها هستند. تقریباً، ۴۵٪ کل آفریقایی‌ها مسیحی و ۴۵٪ آن‌ها را مسلمانان تشکیل می‌دهند. حدود ۹٫۵٪ آفریقایی‌ها عمدتاً پیرو مذاهب آفریقایی بومی می‌باشند. تعداد اندکی از آفریقایی‌ها هندو هستند، یا دارای اعتقاداتی از سنت یهودی می‌باشند. نمونه‌هایی از یهودیان آفریقایی مردمان بتا اسرائیل، لمبا و آبایودایا در شرق اوگاندا هستند.

مذاهب بومی نواحی پایین صحرای آفریقا حول محورهای آنیمیسم و پرستش اجداد می‌چرخد. تهدید مشترک در نظام‌های سنتی اعتقادی، تقسیم جهان معنوی به دو بخش «مفید» و مضر است. ارواح مفید معمولاً ارواحی محسوب می‌شوند که شامل ارواح اجدادی بوده که به اعقاب خود کمک می‌کنند، و ارواح توانمند که از کل جوامع در برابر بلای طبیعی و حملات دشمنان محافظت می‌نمایند؛ در حالی که ارواح مضر، روح‌های قربانیان کشته شده‌ای را در برمی گیرد که بدون انجام مراسم تدفین صحیح دفن شده‌اند، و این ارواح توسط روح خشن (شرور) به عنوان واسطه (معنوی) سبب بیماری در میان دشمنانشان می‌شوند. با این که تأثیر این اشکال بدوی از پرستش تداوم می‌یابد تا اثری عمیق به دنبال داشته باشد، نظام‌های اعتقادی ضمن تعامل با دیگر مذاهب تکامل یافته‌اند.

تشکیل قلمرو قدیم مصر در هزارهٔ سوم پیش از میلاد، نخستین نظام مذهبی پیچیده و شناخته شده در این قاره است. حدود قرن نهم پیش از میلاد، کارتاژ (در تونس امروزی) توسط فنیقی‌ها بنیان‌گذاری شد، و تداوم یافت تا به مرکز اصلی چند ملیتی تبدیل شد که در آن الهه‌ها در همسایگی مصر، رم و تمدن اتروسکان پرستش می‌شدند. امروزه، بسیاری از یهودیان نیز در شمال آفریقا، به خصوص در تونس، الجزایر و مراکش زندگی می‌کنند.

کلیسای ارتودوکس اتیوپی و کلیسای ارتودوکس اریتره رسماً قدمت‌شان به قرن چهارم میلادی بازمی‌گردد، و از اینرو یکی از نخستین کلیساهای ساخته شدهٔ مسیحی در کل جهان هستند. در ابتدا، (شعبه) ارتودوکسی مسیحی در سودان امروزی و دیگر نواحی همسایه رواج یافت. اما، پس از گسترش اسلام، این رشد کند و محدود به سرزمین‌های مرتفع شد.

اسلام با فتح شمال آفریقا بین سال‌های ۶۴۰ و ۷۱۰ میلادی توسط مسلمانان وارد این قاره شد، که از مصر آغاز گردید. آن‌ها در پی تجارت دریایی در ساحل آفریقای شرقی، شهرهای مگادیشو، ملینده، ممباسا، کیلوا، و سفالا را تأسیس نمودند، و از میان کویر صحرا در داخل آفریقا عبور می‌کردند که خصوصاً در پی آن مسیرهایی برای تجارت مسلمانان شد. مسلمانان همچنین در میان مردمان آسیایی بودند که بعدها در آفریقای تحت حکومت بریتانیا ساکن شدند.

بسیاری از آفریقایی‌های پایین صحرا، طی دورهٔ استعماری به اشکال اروپای غربی مسیحیت گرویدند. در دهه‌های پایانی قرن بیستم، فرقه‌های مختلفی از جنبش مسیحیت جذبه گرا به سرعت رشد نمودند. تعدادی از اسقف‌های کاتولیک آفریقایی حتی به عنوان نامزدهای احتمالی پاپی در سال ۲۰۰۵ بودند. ظاهراً مسیحیان آفریقایی بیشتر از لحاظ اجتماعی محافظه کارترند تا هم مذهبان خود در بیشتر نقاط جهان صنعتی، که درست در زمان اخیر به تنش بین فرقه‌هایی همچون اتحادیهٔ آنگلیکان و کلیساهای روش‌گرا منجر شده‌است. کلیساهای افتتاح شدهٔ آفریقایی رشد عمده‌ای را در قرن‌های بیستم و بیست و یکم تجربه کرده‌اند.

منطقه‌ها و قلمروها[ویرایش]

پایتخت‌ها[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی[ویرایش]

اخبار[ویرایش]

مگاره‌ها و داده‌ها[ویرایش]

آفریقا تصاویر و اطلاعاتی را دربارهٔ کشورهای مختلف در نواحی پایینی صحرای آفریقا فراهم می‌آورد.

فهرست‌های راهنما[ویرایش]

پایگاه داده آفریقای معاصر

سیاست[ویرایش]

ورزش‌ها[ویرایش]

fa.wikipedia.org

fa.wikipedia.org .

 

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی