دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۱۷
خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی میزیست

خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی میزیست

خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی میزیست

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍.ق/ ۳۸۵ ه‍.ش / ۱۰۰۶ م. در شهر هرات درگذشتهٔ ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍.ق/ ۴۶۷ ه‍.ش / ۱۰۸۸ م) در هرات معروف به «پیر هرات» و «پیر انصار» و «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ایرانی بود. او به عنوان یکی از نوابغ ادبی و چهره‌های شاخص[۱] و خراسان قدیم در قرن ۱۱ میلادی/ ۵ ه‍.ق شناخته می‌شود که به عنوان مفسر قرآن، محدث، اهل فن جدل و استاد اخلاق، دستی بر آتش داشته‌است. عمده شهرت وی به خاطر فن سخنوری، اشعار و متون نغز و بی مانندش، به خصوص در مدح و ثنای خداوند به زبان‌های عربی و فارسی بوده‌است.

وی از اعقاب ابوایوب انصاری است که صحابهٔ پیغمبر بود. مادرش از مردم بلخ بود و عبدالله خود در هرات یکی از شهرهای غربی افغانستان کنونی متولد شد و از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت چنان‌که شعر فارسی و عربی را نیکو می‌سرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود و مخصوصاً در حدیث قوی بود و آمالی بسیار داشت و در فقه روش امام حنبل را پیروی می‌کرد.

وی در تصوف از استادان زیادی تعلیم گرفت ودو بار به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی شتافت و این دیدارها تاًثیر زیادی در روحیات و منش وی داشته‌است. محل اقامتش بیشتر در هرات بود و در آنجا تا پایان زندگانی به تعلیم و ارشاد اشتغال داشت.

انصاری شعر می‌سرود، ولی بیشتر شهرت وی به جهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کرده‌است و از آن جمله‌است ترجمهٔ املاء طبقات‌الصوفیهٔ سلمی به لهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشف‌الاسرار قرار گرفته‌است.

از رسائل منثور او که به نثر مسجع نوشته مناجات‌نامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت‌نامه، هفت‌حصار، رسالهٔ دل و جان، رسالهٔ واردات و الهی‌نامه و صد میدان را می‌توان نام برد.

کودکی و نوجوانی[ویرایش]

«چهارساله بودم که به دبستان شدم و نه ساله املا می‌نوشتم و شعر می‌گفتم، چهارده ساله بودم که مرا به مجلس نشاندند و دیگران بر من حسد می‌کردند ... .»[۲]

دوران نوجوانی را به دلیل کوچ پدرش به بلخ، بدون سرپرستی پدر بود. وی تحت سرپرستی صوفی نامدار شیخ عمو پرورش یافت. سپس نزد استادانی چون یحیی بن عمار و طاقی سجستانی به تعلیم قرآن و حدیث ادامه داد. وقتی سلطان مسعود غزنوی ولیعهد و حاکم هرات بود وی دوازده ساله بود.

خواجه دو بار عزم سفر حج نمود یکبار از ری و بار دیگر تا بغداد سفر کرده و بازگشت در این سفرها بود که به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی موفق گردید. شیخ می‌گفت « پروردگار چه در حجاز و چه در خوارزم حاضر است. »[۳] یکبار نیز با ابوسعید ابوالخیر دیدار و مباحثه داشته است.

عقاید[ویرایش]

وی با وجود اینکه استاد علوم اسلامی مانند تفسیر، حدیث، اصول و عقاید بود، با علم کلام و اهل آن مخالف بود و قرآن را یگانه دلیل و مرشد مؤمن می‌شمرد که می‌تواند او را به توحید حقیقی رهنمون شود.

هم استاد شریعت بود و هم پیر طریقت. در حالی که فقیه ضد بدعت بود در زندان پوشنگ عشق عرفانی وجود او را تسخیر کرد.[۴]

fa.wikipedia.org

fa.wikipedia.org .

بیوگرافی خواجه عبدالله انصاری

بیوگرافی خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی میزیست

خواجه عبدالله انصاری مفسر، محدث، عالم و عارف بزرگ و شاعر و نویسنده توانایی بود

شیخ الاسلام ابو اسماعیل عبدالله بن ابی منصور محمد، معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار» و «خواجه عبدالله انصاری»، عالم و عــارف مشهور کشــــور شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری (ره) در سال 396 هجری قمری در کهندژ شهر تاریخی هرات تولد گردید.

پدر او ابومنصور محمد انصاری از فرزندان ابو ایوب انصاری است که در زمان خود یکی از عالمان و پزهیزگاران و حافظ قرآن وقت بود که حضرت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) هنگام هجرت به مدینه، در منزل او فرود آمدند.

ابومنصور، مردی طالب دانش و معارف دینی بود، اما پس از آنکه به هرات آمد و تشکیل خانواده داد از دنیای مورد علاقه اش که همان عرفان بود دور افتاد و از راه کار دکانداری امرار معاش می نمود ولی با این وجود در طریق صداقت و ایمان، نخستین آموزگار فرزند خویش خواجه عبدالله بود. خواجه عبدالله اولین راهنمای زندگی و نخستین مشوق خورد را در راه کسب علم و معرفت، پدر خویش می داند.

دوره کودکی و نوجوانی (خواجه عبدالله انصاری)

خواجه عبدالله انصاری که از آوان خرد سالی دارای استعداد قوی و ذهن وقاد بود. در چهارسالگی خواندن و نوشتن آموخت و در نه سالگی شعر می گفت. تا ده سالگی تحت راهنمایی پدر خود به فراگیری تعلیمات متداوال علوم دینی پرداخت.

دوران نوجوانی را بدلیل کوچ پدرش به بلخ، بدون سرپرستی پدر بود. وی تحت سرپرستی صوفی نامدار شیخ عمو پرورش یافت. سپس نزد استادانی چون یحیی ابن عمار و طاقی سجستانی به تعلیم قرآن و حدیث ادامه داد. وقتی سلطان مسعود غزنوی ولیعهد و حاکم هرات بود وی دوازده ساله بود.

خواجه عبدالله انصاری به اثر ذکاوت آگاهی و استعداد خود در کمترین زمان بسیاری از علوم دینی و ادبی رافرا گرفت و مطالعات عمیقی به عمل آورد که به نام یک عالم و عارف بزرگ مشهور گردید.

در سال 417 هجری قمری به منظور آموزش عالی در علوم دینی پرداخت و بار دیگر به سوی وطن عزیمت نمود. آنگاه به تدریس و سلوک و طریقت رو آورد شیخ عمو که وی را پسرم خطاب می نمود امور مربوط به خانقاه را برایش سپرد و خود مثل گذشته به گشت و سفر پرداخت.

در سال 422 هجری قمری یحیی بن اعمار استاد خواجه عبدالله انصاری فوت نمود که نظر به وصیت او بر مسند علمی اش تکیه زد و به تدریس علوم دینی و عرفانی پرداخت و چندین بار سفر حج نمود و به زیارت کعبه معظمه مشرف گردید و با بسیاری از علما و فضلا دیار به عمل آورد و از آنها کسب فیض کرده، استفاده های علمی نمود.

خواجه عبدالله انصاری به اثر علم و آگاهی و عرفانش در تمام نقاط پر آوازه گردید و به نام یک عارف و صوفی و اهل طریقت مشهور شد و علاقه مندان زیادی از گوشه و کنار بدورش جمع آمدند و از محضرش کسب فیض و استفاده معنوی می کردند.

در آن زمان که غزنوی ها زمام امور را به دست داشتند سلطان مسعود بن محمود امیر بود و خواجه عبدالله انصاری که غرقه در دریای عرفان و طریقت به سر می برد چندان پروایی به سیاست و حاکم و حکومت نداشت.

در این فرصت برخی از حاسدین و بدبینان که شیوه معتزلی واشعریه داشتند و مقام علمی و عرفانی خواجه انصار را به دربار خواست و او پس از یک سلسله گفت و شنود سلطان را قناعت داده خاضع ساخت و آنگاه با عزت تمام مرخصش نمودند پس از غزنویان در وقت حکمروایی سلجوقیان بر هرات نیز مخالفین از پا ننشستند و یکبار دیگر دست به تهمت و بد گویی آلودند.

عقاید و اندیشه های خواجه عبدالله انصاری

 

خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی میزیست

بیوگرافی خواجه عبدالله انصاری

عقاید و اندیشه های شیخ الاسلام که از مشهورترین اندیشمندان و عارفان جهان اسلام به شمار می رود بر پایه شریعت استوار است و بر خلاف برخی از رجال منسوب به تصوف و عرفان که گاهی اندیشه های آنان با مبانی شریعت در تضاد است، خواجه روشی سلفی و شیوه ای صوفیانه داشت.

فضل الرحمن فقهی در مقاله خود با عنوان عرفان پیر هرات در آینه شریعت آورده است که پیر هرات مشرب سلفی داشت و در اصول دین و امور عقیدتی پیرو مذهب امام احمد حنبل بود، هر چند در فروع از امام شافعی پیروی می‌کرد.

کتاب و سنت زیر بنای عقاید و اندیشه های شیخ الاسلام را تشکیل می داد و در تمسک به شریعت نیز عرفان او بر بنیاد شریعت استوار بود و وی بر همه نظریات عرفانی خود دلیلی از کتاب و سنت می آورد. در مورد عقل و شرع پیر هرات برای عقل در برابر شرع اجازه آزاد اندیشی نمی داد بلکه عقل را منقاد شرع می دانست که باید از شرع متابعت نماید.

خواجه عبدالله انصاری از نوابغ عصر خود به شمار می آمد. او در عصری می زیست که از یک سو فقر و ظلم بیداد می کرد و از دیگر سو تمایل عموم مردم به اندیشه های دینی و عرفانی تا جایی بود که گوشه و کنار شهرهایی همچون هرات و نیشابور پر از خانقاه های صوفیان بود. وی به شیخ ابو الحسن خرقانی اخلاص و ارادت ویژه داشت.

خواجه عبدالله در حدیث و شعر و شرع، در محضر علمای بسیاری حضور داشت، اما کسی که رموز تصوف و حقیقت را به او نمود، شیخ ابوالحسن خرقانی بود. خواجه عبدالله خود می گوید: "اگر من خرقانی را ندیدمی، حقیقت ندانستمی و همواره این با آن در می آمیختمی، یعنی نفس با حقیقت. " نخستین ملاقات خواجه عبدالله با خرقانی هنگامی است که در سال 424 به قصد زیارت خانه خدا، هرات را ترک می کند و هنگام بازگشت از سفر حج، با خرقانی روبرو می شود.

خرقانی نیز با دیدن خواجه عبدالله که جوانی پرشور و هوشمند بود، او را گرامی داشت و خواجه عبدالله در این مورد می گوید: "مریدان خرقانی مرا گفتند که سی سال است که تا با وی صحبت می داریم. هرگز ندیده ایم که کسی را چنان تعظیم کند که تو را و چنان نیکو داشت که تو را." خواجه عبدالله به دیدار ابوسعید ابی الخیر هم رفته است.

سبک ادبی آثار خواجه

سبک و روش خواجه عبدالله انصاری همان روش اهل وعظ و خطابه بود و آثار او بیشتر بین نثر مرسل و نثر مصنوع به رشته تحریر در آمده است که حالتی از شعر نیز در آثار او حس می‌شود.

بزرگترین امتیاز پیر هرات را می توان در تغییر شیوه نثر فارسی و توانایی وی در سرودن شعر به دو زبان فارسی و عربی عنوان کرد که این مسأله در بسیاری از اشعار خواجه که در غالب رباعی و غزل است دیده می‌شود.

آثار خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی میزیست

مهمترین آثار خواجه عبدالله انصاری رساله صد میدان است

پیر هرات از جمله کسانی است که در لابلای آثار خود به تفسیر قرآن، تفسیرشناسی، شناخت معرفت صوفیانه و بیان مقامات آنها همت ورزید و با نثری زیبا، موزون و مسجع  کلامش را منتشر می ساخت.

آثار خواجه را بیش از 24 اثر دانسته اند که از مهمترین آنها می توان رساله صد میدان را نام برد که یکی از دقیق ترین آثار عرفانی است که تا کنون به زبان فارسی نوشته شده است.

در کتاب پیر هرات چشمه جوشان معرفت آمده است رساله صد میدان بیانگر آگاهی عمیق خواجه از رمز و راز تصوف و عرفان است که با ذوق و استعدادی که دارد نه تنها منازل و مقامات را از نظر کمیت مورد بحث قرار می‌دهد بلکه روابط و پیوند منطقی آنها را نشان می‌دهد.

وی تقسیم بندی داخلی هر میدان را به سه رکن تقسیم می کند و پس از ذکر ارکان و اقسام مناسبت ها آنها را یاد می کند که خود سه گونه است و آن گاه هر یک از اقسام را از سه راه مورد تجزیه و تحلیل فشرده قرار می‌دهد.

تفسیر عرفانی خواجه بر قرآن کریم از دیگر آثار وی است که بیشترین شهرت وی نیز به خاطر همین تفسیر است. اما متاسفانه اصل این اثر مهم موجود نیست و چهل سال بعد از مرگ خواجه در سال 520 قمری شیخ رشیدالدین ابوالفضل میبدی بر اساس این تفسیر اثری با نام  کشف الاسرار و عده الابرار که به تفسیر هروی شهرت دارد منتشر را کرد.

طبقات الصوفیه از دیگر آثار مهم خواجه است که آن را با لهجه هروی است و خواجه آن‌ را در مجالس وعظ خود می گفته و در هنگام نوشتن پاره ای از مطالب را با همان لهجه هروی به آن افزوده است. این مواعظ بعدها توسط یکی از شاگردانش گردآوری شده است.

با گذشت زمان افرادی در این اثر دست بردند که به همین دلیل لهجه هروی آن اندک اندک کم رنگ شد و از طرفی مورد توجه دیگران قرار گرفت و حتی عبدالرحمن جامی کتاب نفحات الانس خود را بر اساس همین کتاب نوشته است.

از آثار مهم دیگر خواجه که در بیان مقامات و ذکر منازل راهیان اهل طریقت است می توان از رساله منازل السایر نام برد. این اثر به اصرار شاگردان خواجه در اواخر عمر او به زبان عربی در دو بخش که هر بخش شامل ده باب است نوشته شده است. 

از دیگر آثار خواجه عبدالله انصاری

- رساله محبت نامه

- رساله چهل دو فصل

- رساله سئوال دل و جان

 - و من کلامه

- رساله من مناجاته و فایده

- رساله واردات

- رساله‌ کلمات

- و من مقالاته

- رساله پرده حجاب و حقیقت ایمان

- کنزالسالکین

 - قلندر نامه

- الهی نامه

- طبقات الصویفه

- انوار التحقیق

- علل مقامات

- مختصر آداب الصوفیه

- مناقب الامام احمد حنبل

- ذم الکلام و اهله و  مناجات نامه

وفات خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی میزیست

آرامگاه خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله که شیخ الاسلام لقب گرفته بود و مریدان بسیاری در هرات داشت در پایان عمر نابینا شد.

خواجه عبدالله انصاری بعد از یک عمر آموزش، بحث و ارشاد و پس از تحمل چندین نوبت تبعید و حبس، عاقبت در سحرگاه جمعه ۲۲ ذی الحجه سال ۴۸۱ هجری در سن هشتاد و پنج سالگی دنیا را وداع گفت و در "گازرگاه" هرات به خاک سپرده شد. شاهرخ تیموری آرامگاه وی را در سال 829 هجری قمری در کابل آباد نمود.

گردآوری: بخش علمی بیتوته

منابع : farsnews.com

roshd.ir

www.beytoote.com

www.beytoote.com .

خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی میزیست

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌ منصور محمد (396-481 ق)، مفسر، محدث، فقیه و عارف قرن پنجم است که به سبب رسیدن نسبش به ابوایوب انصاری معروف به خواجه عبدالله انصاری است. اثر معروف او «مناجات نامه» است.

ولادت

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌ منصور محمد متولد دوم شعبان سال ۳۹۶ هجری قمری در کهندژ هرات می باشد، پدرش از نوادگان ابو ایوب انصاری صحابی رسول الله(ص) است. ابوایوب کسی است که رسول خدا(ص) هنگام هجرت از مکه به مدینه مدتی در خانه‌‌اش سکنی گزید.

القاب

این عارف نامدار، معروف به پیرهرات، پیر انصار، خواجه عبدالله انصاری، انصاری هروی و شیخ الاسلام می باشد که این لقب آخر را ظاهراً نخستین بار خلیفه عباسی "المقتدی" در سال 474 ق به او داد و از آن پس این لقب برای پیر هرات علم شده و رسمیت یافته است.

 

دوران کودکی و نوجوانی

خداوند به عبدالله هوش و حافظه ای خارق العاده عطا کرده بود و شاید بدلیل همین هوش سرشار وشگفت بود که او را خیلی زود یعنی در سن چهار سالگی به مدرسه فرستاند، اﺑﻮﻣﻨﺼﻮر ﭘﺪر خواجه عبدالله در ﺗرﺑﻴﺖ و ﺁﻣﻮزش ﻓﺮزﻧﺪ بسیار کوشید.

عبداالله مراحل و مراتب کسب علم و فضل و دانش و کمال را یکی پس از دیگری می پیمود. استعداد و حافظه او از همان زمان توجه استادان او را که با دقت بوسیله پدرش انتخاب شده بودند به خود جلب میکرد. روش او در کسب علم و دانش چنین بود که بامداد برای قرآن خواندن نزد مقری میرفت و پس از آن به درس خواندن مشغول میشد، مشق روی ورق مینوشت و از حفظ میکرد، هنگامی که از این کارها فراغت می یافت چاشتگاه بود و زمان رفتن نزد ادیب و نوشتن و حفظ کردن. او ساعات روز و شب را برای انجام درسهای مختلف تقسیم کرده بود.

در نه سالگی بدان درجه از فهم و دانش رسیده بود که می توانست از محضر استادانی چون قاضی ابومنصور ازدی و جارودی استفاده نموده، املای حدیث کند و در چهارده سالگی بدان پایه رسید که بر منبر بر آمد و مجلس گفت. در همین سن او بیش از هفتاد هزار و به روایتی صد هزار بیت شعر از شعرای عرب از حفظ داشت

از جمله استادانش یحیی بن عمار شیبانی را نام برده‌‌اند که از شیراز به هرات آمده و به تعلیم و تدریس مشغول بود وی در تفسیر، حدیث، شعر و ادب بسیار توانا بود و خواجه از محضر او استفادۀ بسیار کرد.

مسافرتهای خواجه برای گرد آوری احادیث

خواجه عبدالله انصاری در سال 417 قمری در سن 21 سالگی برای تکمیل تحصیلات به نیشابور رفت. سپس به طوس و بسطام سفر کرد و به شنیدن و ضبط و ثبت احادیث همت گماشت و در این راه تلاش بسیاری نمود چنانچه خود گفته است : "سیصد هزار حدیث و هزار هزار سَـند حفظ کرده ام."

وی در این راه رنجهایی را بر خویشت هموار کرد که کمتر کسی کرده بود و یک نمونه از آن پیمودن راه میان نیشابور و دزبار بحالت رکوع در زیر باران بود تا جزوه های حدیث را که بر شکم خود گرفته بود خیس نشود.

خواجه در سال 423 خواجه عازم سفر حج شد و بر سر راه مکه در بغداد توقف کرد تا مجلس درس ابومحمد خلال بغدادی را درک کند.

در بازگشت از سفر حج به زیارت شیخ ابوالحسن خرقانی رفت که این زیارت در وی تاثیر گذاشت و ذوق عرفانی او را بارورتر کرد.

دیدار خواجه عبدالله انصاری با شیخ ابوالحسن خرقانی

داستان دیدار خواجه عبدالله با ابو الحسن خرقانی از آغاز با نوعی جذبه و شوق همراه بوده است. خواجه عبدالله انصاری در سال 424ق برای بار دوم به عزم سفر حج از هرات خارج شد. در بازگشت از ری به سوی خراسان به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی رسید. خرقانی چنانکه از گفتار خواجه عبدالله انصاری در طبقات و منابع دیگر بر می آید، شخصی عامی بود که "الحمد" را "الهمد" میخواند. ولی خواجه عبدالله می گوید من از وی پنج سؤال کردم؛ سه به زبان و دو به دل، همه را جواب گفت. و در تمام این احوال دستهای مرا در میان دو دست خویش گرفته بود. خواجه پیران فراوان دیده بود و سخنان فراوان شنیده بود، ولی در یک ساعت که با خرقانی بود، همه سخنان که شنیده بود وهمه پیران که دیده بود، را رها کرد. چنانچه گفته است: "مشایخ من در حدیث و علم شرع بسیارند، اما پیر من در این کار یعنی در تصوف و حقیقت شیخ ابوالحسن خرقانی است." و باز گفته است: "اگر من خرقانی را ندیدمی، حقیقت ندانستمی و همواره این با آن در می آمیختمی، یعنی نفس با حقیقت." و البته خرقانی نیز به خواجه عبدالله توجه خاصی داشت چنانچه مریدان خرقانی گفته اند: "سی سال است که تا با وی صحبت می داریم. هرگز ندیده ایم که کسی را چنان تعظیم کند که تو را و چنان نیکو داشت که تو را."

خواجه عبدالله همچنین از دیگر مشایخ صوفیه عصر خود مانند شیخ ابوسعید ابوالخیر نیز درک فیض کرده است.

خواجه عبدالله انصاری در اواخر عمر که دورۀ اوج شهرت او محسوب می شد با خواجه نظام الملک و پادشاهان ادب پرور سلجوقی (الب ارسلان و ملکشاه) هم عصر بود.

خواجه عبداالله نه تنها محدث و مفسر عالیمقام و عارفی وارسته و پُر سوز و بزرگ بود، بلکه خطیبی بلیغ و واعظی توانا و شاعری استاد نیز بود، به گفتهء او شاید تا سالهای آخر عمر شش هزار شعر تازی بر وزن درست و راست سروده بود .

نابینا شدن خواجه عبدالله انصاری

هشت سال آخر عمر او یعنی از سال چهارصد و هفتاد و سه به بعد در کوری و نابینایی گذشت ولی نه کوری و نه پیری هیچکدام او را از تفسیر و تذکیر و مخالفت با مخالفان باز نداشت.

آثار

خواجه عبدالله انصاری ، آثار خود را با نثر زیبای مسجع به زبانهای عربی و دری نوشته است. وی چندین کتاب را تالیف نموده که تعداد نوشته هایش به 32 اثر می رسد. چند کتاب معروف ایشان عبارت است از: صد میدان، کتابی است فارسی که خواجه عبدالله انصاری هزار مقام میان انسان و خدا را به رشته تحریر درآورده است.

خواجه عبدالله علاوه بر اینها کتابهای دیگری نیز دارد چون: نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت نامه، هفت حصار، رساله، دل و جان، الهی نامه و... که همگی به نثر مسجع هستند.

مناجات نامه

مناجات نامه، هر چند رساله ای عرفانی است، ولی از جهت تعلیمی و حکمی نیز قابل توجه است؛ از همین روست که محتوای کلمات قصار خواجه را بر سه گونه دانسته اند: عرفانی، حکمی و تعلیمی.

از آنجا که این رساله گزیده ای از آثار مختلف خواجه است، مباحث عرفانی آن نیز متنوع است و از اصول و مبانی عرفانی تا سلوک عملی، احکام و مقررات دینی و زهد آمیز را شامل می شود. مهم ترین مباحث عرفانی این رساله عبارت است از: توحید، آفرینش، تجلی ذات و صفات، عشق و عنایت، ابلیس و موضوع تقدیر، علم و عمل، ذمّ کرامت و نکوهش معرف رسمی و عبادت بر سبیل عادت.

نمونه ای از نثر مسجع در مناجات نامه:

الحمدلله. ستایش خدای مهربان، کردگار روزی رسان، یکتا در نام و نشان. خداوندی که ناجُسته، یابند و نادَریافته، شناسند و نادیده، دوست دارند. قادر است بی‌احتیال؛ قیوم است بی‌گشتن حال. در ملک ایمن از زوال؛ در ذات و نعت، متعال. لم یزل و لایزال؛ موصوف به وصف جلال و نعت جمال. عجز بندگان دید در شناخت قدر خود و دانست که اگر چند کوشند، نرسند و هرچه بپویند، نشناسند.

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی

الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.

الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و برگشت های ما جز باران رحمت خود مبار. به لطف، ما را دست گیر و به کرم، پای دار.

الهی، بهشت و حور چه نازم، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.

الهی، اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی.

وفات

خواجه عبدالله روز جمعه بیست و دوم ذی الحجه سال 481 هجری قمری در سن هشتاد و پنج سالگی درگذشت و در گازرگاه هرات به خاک سپرده شد.

منابع

wiki.ahlolbait.com

wiki.ahlolbait.com .

 

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی