دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در دوشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۲
در زمان حاضر برای آگاهی از احکام دین باید به چه کسانی مراجعه کنیم

در زمان حاضر برای آگاهی از احکام دین باید به چه کسانی مراجعه کنیم

کارشناس دینی: راهنمای انتخاب مرجع تقلید برای خانواده‌ها و نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند

در زمان حاضر برای آگاهی از احکام دین باید به چه کسانی مراجعه کنیم

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، وقتی بیمار می‌شویم، به پزشک مراجعه می‌کنیم. وقتی می‌خواهیم هنر یا علمی را یاد بگیریم، به استاد آن هنر و علم رجوع می‌کنیم. وقتی یکی از لوازم خانه خراب می‌شود سراغ تعمیرکار همان وسیله می‌رویم. همه این‌ها نشان می‌دهد که برای حل هر مشکلی باید به دانای همان رشته رجوع کرد و از او راهنمایی و کمک خواست.

دین اسلام هم آن‌قدر گسترده و عمیق است و آموزه‌های مهمی دارد که مردم عادی نمی‌توانند همه آن‌ها را بدانند و در زندگی به کار بگیرند. این طور است که ضرورت انتخاب مرجع تقلید مشخص می‌شود. پس نوجوانی که به سن تکلیف رسیده و در انجام دستورات دین با یک انسان سالخورده تفاوتی ندارد باید مرجع تقلیدی داشته باشد تا آموزه‌های دینی را از او یاد بگیرد. به همین دلیل پدر و مادر وظیفه دارند در این انتخاب همراه فرزند خود باشند و او را راهنمایی کنند.

خبرگزاری تسنیم در قالب گفتگویی که دکتر طاهره محسنی، استاد حوزه و دانشگاه، انجام داده است پرسش‌هایی که در زمینه انتخاب مرجع تقلید و ضرورت این کار در ذهن مردم ایجاد می‌شود را مطرح و درصدد یافتن پاسخ آن‌ها برآمده است.

این کارشناس دینی در این گفتگو تأکید کرده است که: «هر کسی برای انجام تکالیف دینی‌اش نیاز به راهنما دارد و به ضرورت آن اشاره کردیم. به همین دلیل است که راهنمایی کردن نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند برای انتخاب کردن مرجع تقلید یک ضرورت انکار نشدنی است. چون اگر پدر و مادری فرزند نوجوان خود را به حال خود رها کنند و او را در زمینه دینی راهنمایی نکنند، نوجوان مکلف که هیچ آشنایی درستی با آموزه‌های دینی ندارد نمی‌داند برای جواب گرفتن پرسش‌های دینی‌اش به چه کسی رجوع کند. به این صورت است که امکان دارد افراد سودجو و ضد فرهنگی وارد عمل شده و نوجوان را فرسنگ‌ها از مسیر دین دور کنند. این در حالی است که اگر او با راهنمای دینی دانایی در ارتباط بود، به مرور زمان که با امور و مسائل دینی آشنایی بیشتری پیدا می‌کرد محبت بیشتر و عمیق‌تری نسبت به اسلام در دلش ایجاد می‌شد و در راه بندگی خدا مستحکم‌تر شده بود.»

چرا مرجع تقلید داشته باشیم؟

چه ضرورتی ایجاب می‌کند که افراد مرجع تقلیدی برای خودشان انتخاب کنند؟

این یک ماجرای طبیعی برای مسلمان‌هاست. نوجوان‌شان که به سن بلوغ می‌رسد، او را کمک می‌کنند تا مرجع تقلیدی برای خودش انتخاب کند. اما گاهی نوجوان سؤال می‌کند که «من که خواندن نماز و روزه گرفتن را می‌دانم و می‌توانم هر چیزی را که نمی‌دانم از پدر و مادرم خودم سؤال کنم، پس چرا باید مرجع تقلید داشته باشم؟» یا «اصلاً چرا باید حتماً در امور دینی از شخص دیگری تقلید کنم؟»

والدین و بزرگ‌ترها می‌توانند جواب این نوع پرسش‌های نوجوان خود را این طور بدهند که همیشه انسان‌ها در تمام طول زندگی‌شان، در هر سن و شرایطی که باشند، مطالبی را که نمی‌دانند از کسی که می‌داند می‌پرسند. مثلاً کسی که بیمار می‌شود به سراغ پزشک می‌رود تا شیوه درمان بیماری‌اش را از او بپرسد. یا همه آدم‌ها از همان کودکی به مدرسه می‌روند تا چیزهایی را که نمی‌دانند از معلم‌ها یاد بگیرند.

به طور کلی پرسیدن و تقلید کردن، قانون طبیعی و همیشگی آدم‌هاست. امور و موارد دینی هم از این قاعده مستثنا نیستند، یعنی همه مردم باید برای دانستن احکام دین به کارشناس‌های دینی مراجعه کنند و جواب پرسش‌هایشان را از آن‌ها بگیرند.

آیا چنین نکته‌ای در قرآن کریم و آموزه‌های دینی هم توصیه شده است؟

بله. خداوند متعال در آیه 43 سوره مبارکه نحل به این پرسش این طور پاسخ داده که: «فسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون؛ اگر نمی‌دانید از اهل ذکر سؤال کنید.» باید توجه داشت که خداوند نفرموده که از هر عالمی که خواستید سؤال کنید. بلکه می‌فرماید از عالمی بپرسید که اهل ذکر و به یاد خدا باشد. کسی هم اهل ذکر است که در هر حالی خدا را در نظر می‌گیرد و در عین حال تقوا دارد و پرهیزکار است.

به همین دلیل است که انتخاب مرجع تقلید یکی از ضرورت‌های دوران نوجوانی و سن تکلیف است. تا نوجوان مکلف مرجعی داشته باشد که در موارد گوناگون دینی به او رجوع کرده و جواب ابهاماتش را از او جویا شود.

در زمان حاضر برای آگاهی از احکام دین باید به چه کسانی مراجعه کنیم

ضرورتی که نباید نادیده گرفت

اما انتخاب مرجع تقلید در امور دینی ضرورتی است که به خصوص برای نوجوانانی که تازه به سنتکلیف می‌رسند، باید رعایت شود. در این شرایط این پرسش برای عده‌ای از مردم مطرح است کهچرا در مورد یادگیری آموزه‌های دینی و انجام آداب اسلامی باید از شخص دانا و توانمندی در اینزمینه تقلید کرد؟

می‌دانیم که همه انسان‌ها با تمایلات یکتاپرستی آفریده می‌شوند و همه آن‌ها به طور ذاتی علاقه دارند تا مسیر سعادت و کمال را طی کنند. به عبارت دیگر، همه افراد بر اساس فطرت دینی خلق شده‌اند و نیاز دارند تا از دوران کودکی خود تحت تعلیماتی قرار بگیرند که مسیر کمال را برای آن‌ها هموار می‌کند.

در عین حال می‌دانیم که هر کسی برای انجام تکالیف دینی‌اش نیاز به راهنما دارد و به ضرورت آن اشاره کردیم. به همین دلیل است که راهنمایی کردن نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند برای انتخاب کردن مرجع تقلید یک ضرورت انکار نشدنی است. چون اگر پدر و مادری فرزند نوجوان خود را به حال خود رها کنند و او را در زمینه دینی راهنمایی نکنند، نوجوان مکلف که هیچ آشنایی درستی با آموزه‌های دینی ندارد نمی‌داند برای جواب گرفتن پرسش‌های دینی‌اش به چه کسی رجوع کند.

به این صورت است که امکان دارد افراد سودجو و ضد فرهنگی وارد عمل شده و نوجوان را فرسنگ‌ها از مسیر دین دور کنند. این در حالی است که اگر او با راهنمای دینی دانایی در ارتباط بود، به مرور زمان که با امور و مسائل دینی آشنایی بیشتری پیدا می‌کرد محبت بیشتر و عمیق‌تری نسبت به اسلام در دلش ایجاد می‌شد و در راه بندگی خدا مستحکم‌تر شده بود.

بر همین اساس است که راهنمایی نوجوان در این زمینه یکی از حقوقی است که از طرف خداوندبر عهده هر پدر و مادری گذاشته شده است؟

همین طور است. در عین حال اهمیت یاد دادن قرآن و احکام اسلامی به فرزندان تا اندازه‌ای است که حضرت علی علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام در کتاب شریف نهج البلاغه می‌فرمایند: «چنین دیدم که قبل از هر چیز، کتاب خداوند عزوجل و تفسیر و تأویل آن و شرایع و احکام اسلام و حلال و حرام آن را به تو آموزش بدهم و جز این، به چیزی نپردازم.»

از آنجایی که پدران مادران نمی‌توانند تمام احکام اسلامی را به فرزند خود بیاموزند، لزوم تعیین مرجع دینی مشخص می‌شود. در عین حال از این سخن شریف مشخص می‌شود که پدر و مادرهای مسلمان با هیچ بهانه‌ای نباید از تعیین مرجع دینی برای فرزند خود غافل شوند.

خیر و برکت دنیا و آخرت

رویکرد ائمه اطهار علیهم السلام نسبت به تعیین مرجع دینی برای یادگیری و انجام آداب اسلامی چیست؟

اهمیت کمک کردن والدین به نوجوان برای انتخاب مرجع دینی تا اندازه‌ای است که امامان معصوم علیهم السلام پدران و مادران را برای انجام این وظیفه بسیار مهم، تشویق کرده و اجر و پاداش معنوی خداوند را در قبال این عمل یادآور شده‌اند.

تا اندازه‌ای که امام حسن عسکری علیه السلام در حدیثی فرموده‌اند: «خداوند به پدر و مادر پاداش فراوانی را عنایت می‌کند. اما مردم با شگفتی سؤال می‌کنند: پروردگارا! این همه لطف و تفضل درباره ما به چه دلیل است؟ اعمال ما شایسته چنین پاداشی نبوده است. در جواب آن‌ها گفته می‌شود: این همه عنایت و نعمت، پاداش شماست که به فرزند خود کتاب خدا، قرآن را آموخته‌اید و او را در آیین اسلام بصیر و بینا تربیت کردید.» پس زمانی که پدر و مادری نوجوان خود را در راه دین به راهنمایی امین و باتقوا رجوع می‌دهند تا احکام دینی را از او یاد بگیرد، درواقع مسئولیتی را انجام داده‌اند که برای خودشان هم در دنیا و آخرت خیر و برکت خواهد داشت.

پرسشی در زمینه انتخاب مرجع تقلید برای مردم مطرح می‌شود و آن، این است که آیا نوجوانباید حتماً از مرجعی که پدر یا مادرش از او تقلید می‌کنند، رجوع کرده و تقلید کند و یا این‌کهمی‌تواند و حق دارد که مرجع دینی دیگری داشته باشد؟

پاسخ این پرسش را باید در آزادی‌هایی که در اسلام در نظر گرفته شده، جست‌وجو کرد. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «لا اکراه فی الدین» به این معنا که در دین هیچ اکراه و اجباری وجود ندارد. پس در دین اسلام هر کسی حق دارد که هر مرجعی که شایسته دانست برای خود انتخاب کند و در امور دینی به او رجوع کند.

درواقع پدر و مادر نباید فرزند خود را مجبور کنند که حتماً از مرجع آن‌ها تقلید کند. همین که مرجعی شرایط لازم مرجعیت را داشته و با این عنوان شناخته شده باشد، کفایت می‌کند.

راهنمای انتخاب مرجع تقلید

راهنمای انتخاب مرجع تقلید برای افرادی که تا به حال مرجعی برای خود نداشته‌اند - اعم ازنوجوانان تازه به سن تکلیف رسیده و سایرین - چیست؟

در کتاب راهنمایی برای انتخاب مرجع تقلید نوشته شده که می‌تواند برای افراد مکلف مفید باشد. در این زمینه تأکید شده است که مجتهد اعلم را از سه راه می‌توان شناخت:

اول آن‌که خود انسان یقین کند، مثل آن‌که از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.

دوم آن که دو نفر عالم عادل که می‌توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر با گفته آنان مخالفت نکنند.

سوم آن که عده‌ای از اهل علم که می‌توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا می‌شود مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند.

اگر شناختن اعلم مشکل باشد باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست بنا بر احتیاط واجب باید از او تقلید نماید و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند.

می‌دانیم که چندین عالم دینی به عنوان مرجع تقلید شناخته شده‌اند. آیا ضرورتی دارد در پیپیدا کردن مرجعی باشیم که از بقیه عالم‌تر و متخصص‌تر باشد یا اینکه می‌توان به تقلید از یکی ازعلما اکتفا کرد؟

یک نکته مهم در انتخاب مرجع تقلید این است که هر کسی باید به دنبال مرجع تقلیدی باشد که از دیگران متخصص‌تر و داناتر باشد و تعهد بیشتری به دین داشته باشد. نه این‌که لزوماً به دنبال مرجعی باشد که دستوراتش درباره دین راحت‌تر است. همان طور که اگر کسی بیماری مهمی داشته باشد، دنبال پزشک متخصص‌تر می‌رود. پس تخصص و تعهد مرجع باید شرط اصلی در انتخاب مرجع تقلید باشد.

البته امروزه چند مرجع تقلید در حوزه‌های علمیه و میان مردم معروف و مشهور هستند که نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند و سایر مردم می‌توانند یک نفر از ایشان را به عنوان مرجع خود انتخاب کنند. مانند آیات عظام

1--حضرت آیت‌الله حاج سید علی خامنه‌ای (مقام معظم رهبری)

2- حضرت آیت‌الله حاج شیخ حسین وحید خراسانی

3- حضرت آیت‌الله حاج سید موسی شبیری زنجانی

4- حضرت آیت‌الله حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی

5- حضرت آیت‌الله حاج سید علی سیستانی

6- حضرت آیت‌الله حاج شیخ لطف‌الله صافی

دامت برکاتهم.

بعد از انتخاب مرجع تقلید می‌توانید از طریق کتاب «توضیح المسائل» یا کتاب «استفتائات» از نظر مرجع تقلید خودمان در احکام دین آگاه شویم.

گفتگو از: مریم مرتضوی

پایان پیام/

www.tasnimnews.com

www.tasnimnews.com .

چرا باید از مراجع تقلید کرد؟ - گنجینه پاسخ ها - اسلام کوئست - مرجعی برای پاسخگویی به سوالات دینی، اعتقادی و شرعی

اسلام برای نیازمندی های انسان ـ اعم از مادی و معنوی ، فردی و اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی ـ قـوانین و مقررّاتی وضع کرده که در مجموعه های گوناگون فقهی تدوین و تألیف یافته و عـلم فـقـه را تـشـکـیـل مـی دهـد. عـلم فـقـه در واقـع ، روش اصـیـل بـنـدگی ، کیفیت صحیح و انسانی روابط اجتماعی و عالی ترین نظامات حیاتی است که نـاظـر بـه تـمـام ابـعـاد زنـدگـی انـسـان مـی بـاشـد و بـه تـعـبـیـر امـام راحـل ـ قـدس سـرّه ـ (فـقه ، تئوری واقعی و کامل اداره ی انسان و اجتماع ، از گهواره تا گور است .)[1]

بـه خـاطـر اهـمیّت فوق العاده فقه و احکام شرعی ، اولیای گرامی اسلام ، پیروان خود را به فـراگـیـری آن سـفـارش مـی کـردند و کسانی را که از این وظیفه خطیر سرباز زده و یا در امر فراگیری احکام شرعی سهل انگاری می نمودند، مستحق عقوبت و سرزنش می دانستند.

امام باقر(ع ) می فرماید : "اگر یکی از جوانان شیعه را نزدم بیاورند که تفقّه نمی کند، او را تاءدیب می کنم !" [2].

در شریعت اسلام، واجبات و محرماتی وجود دارد که خدای حکیم، آن ها را برای سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع کرده است و اگر انسان آنها را اطاعت نکند، نه به سعادت مطلوب می رسد و نه از عذاب سرپیچی از آنها در امان می ماند.

برای شناخت احکام شرعی، آگاهی های فراوانی – از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات و ده ها مساله دیگر لازم است که آموختن آنها، نیازمند سال ها تلاش جدی است.

در چنین حالتی، مکلف خود را در برابر سه راه می بیند:

نخست این که راه تحصیل این علم (اجتهاد) را در پیش گیرد؛

دوم این که در هر کاری آرای موجود را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که طبق همه آرا، عمل او صحیح باشد (احتیاط کند)؛

سوم این که از رأی کسی که این علوم را به طور کامل آموخته و در شناخت احکام شرعی کارشناس است، بهره جوید.

بی شک، اگر او در راه اول به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعی شده، از دو راه دیگر بی نیاز، خواهد بود؛ اما تا رسیدن به آن، ناگریز از دو راه دیگر است.

راه دوم نیازمند اطلاعات کافی از آراء موجود در هر مساله و روش های احتیاط است و در بسیاری از موارد، به دلیل سختی احتیاط، زندگی عادی او را مختل می کند. ناگزیر گزینه «تقلید» برای توده ی مردم علاوه بر راحتی و سهولت، حتمیت می یابد. این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعی ندارد؛ بلکه در هر رشته ی تخصصی دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال یک مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار می شود. او برای درمان بیماری خویش، یا باید خود به تحصیل علم پزشکی بپردازد، یا تمام آرای پزشکان را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که بعداً پشیمان نشود و یا به پزشک متخصص رجوع کند.

راه نخست او را به درمان سریع نمی رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از کار تخصصی خود (مهندسی) باز می دارد. ازاین رو بی درنگ از پزشک متخصص کمک می گیرد و به رأی او عمل می کند.

وی در عمل به رأی پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آینده و احیاناً سرزنش دوستان نجات می دهد؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نیز می شود. مکلف نیز در عمل به رأی مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آخرت و عذاب الهی نجات می دهد؛ بلکه به مصالح احکام شرعی نیز دست می یابد.[3]

پس مراد از "تقلید"، مراجعه‏ی غیر متخصّص، در یک امر تخصّصی، به متخصص آن می باشد. و مهمترین دلیل بر لزوم تقلید در مسایل دینی، هم این نکته عقلایی است که انسان غیر متخصّص باید در مسایل تخصّصی به متخصّص آن مراجعه نماید. البته از آیات قرآن و روایات هم می توان دلایلی را ارائه کرد. مثلا قرآن می فرماید: "فاسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون"[4] (اگر چیزی را نمی دانید از عالمان سؤال کنید.)

یا در روایات آمده است که:

" اما در باره رویدادها یی که پیش می آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید که ایشان حجت من بر شما هستند و من حجت خداوند بر شما هستم".[5]

محقق کرکی می فرماید: همه شیعیان اتفاق نظر دارند که فقیه عادل، امین، جامع الشرائط در فتوا که از آن به مجتهد در احکام شرعیه تعبیر می شود، از طرف ائمه هدی (ع)در زمان غیبت، در جمیع آن چه که نیابت در آن مدخلیت دارد، نیابت دارند.

اما باید توجه داشت که تمام ادّله‏ی لفظی تقلید به همان امر مقبول در نزد عقلا نظر دارند و نکته ی اضافه ای را بیان نمی کنند.

بنابراین مراجع تقلید، متخصّصین در  فقه هستند که توانایی بر استنباط احکام الهی از منابع شرعی را دارا می باشند و بر دیگران لازم است که در مسایل دینی به آنان رجوع کنند.

برای آگاهی بیشتر، نک، نمایه های:

1. مرجعیت و تقلید، سؤال 276.

2. ولایت فقیه و مرجعیت، سؤال 272.

3. ادله ولایت فقیه، سؤال 235 .

www.islamquest.net

www.islamquest.net .

 

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی