دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در سه شنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۳
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

طراوت باران

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

غروبی بود و صحرا یی غم آلود

به رخسار افق، دردی نهانی

به کوه و دشت خورشید جهانتاب

همی پاشید گردی زعفرانی

 جوان در ماهتاب بوسه انگیز

همی زد بوسه بر چشمی هوس ریز

 نگاه آندو ، با هم راز میگفت

نگاه ، عاشقانرا صد زبان است

بود پوشیده از چشم من و تو

هر آن رازی که بر عاشق عیان است

 (( تو مو می بینی و او پیچش مو ))

(( تو ابرو ، او اشارت های ابرو ))

 جوانک زلف دختر را به نرمی

به انگشت نوازش تاب میداد

پریرو گریه میکرد از سر شوق

به نرگس های چشمش آب میداد

 میان گریه گاهی خنده میکرد

لبش کار مه تابنده میکرد

 جوان در زیر لب با خویش میگفت:

- مه من ، دلربا شیرین دهانست

(( میان ماه من تا ماه گردون ))

(( تفاوت از زمین تا آسمان است ))

برای مشاهده شعر به طور کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید

منبع شعر : قصه گیسو    http://ghesegisoo.persianblog.ir/

taravatebaaraan.blogfa.com

taravatebaaraan.blogfa.com .

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

میان ماه من تا ماه گردون/تفاوت از زمین تا آسمان است

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

???? وقتی از بچه های دهه شصت صحبت می‌کنیم منظورمان کسانی است که اواخر دهه پنجاه و دهه شصت متولد شده اند. آخرین نسلی که شاهد باجه زرد تلفن عمومی، صف شیر، دو کانال تلویزیون سیاه‌ و سفید، بوق ماشین پخش گاز، سهمیه یک ساعته برنامه کودک راس ساعت پنج و شونصد صفحه مشق عید بود .

☹️برخی خاطرات دهه شصت:

_ اگر پدر و مادرتان دیر می‌کردند هیچ راهی نبود با آن‌ها تماس بگیرید و فقط باید منتظر می‌ماندید...

_برنامه کودک همه ساعات روز پخش نمی‌شد و باید راس ساعات مشخص جلوی تلویزیون می‌نشستیم و منتظر می‌ماندیم تا بتوانیم یک ساعت برنامه کودک ببینیم...

_کامپیوتر داشتن واقعا اتفاق بزرگ و فوق العاده‌ای در هر خانواده بود

بعد از اینکه از کامپیوتر استفاده کردیم .یک روکش نایلونی رویش میکشیدیم

_بچه‌های دهه شصتی با بازی‌های ویدئویی خانگی خاطرات زیادی دارند و همیشه از آن یاد میکنند

_هروقت با تلفن خانه به دوستانتان زنگ می‌زدید، پدر یا مادرتان فریاد می‌زدند: «گوشی را بذار! من میخوام زنگ بزنم!»

تازه این در صورتی بود که اجازه داشتید شماره خانه را به دوستانتان بدهید!

_هر وقت دلتان خواست برایتان اسباب بازی نمی‌خریدند و مجبور بودید هزار تا کار خوب انجام دهید تا مادرتان را راضی کنید به اسباب بازی فروشی برود و یک اسباب بازی برایتان بخرد

_برنامه کودک‌های واقعا خوب و جذابی برای بچه‌ها وجود داشت، اما بعضی از آن‌ها هم واقعا ترسناک بودند مثل سمندون

_نمی‌توانستید بلیت سینما را آنلاین بخرید، بنابراین اگر می‌خواستید فیلم جدیدی ببینید، باید در یک صف طولانی می‌ایستادید منتظر می‌ماندید تا بتوانید بلیت بگیرید و فیلم مورد علاقه تان را ببنیید، و گاهی بعد از یک ساعت انتظار می‌گفتند بلیت تمام شده

_ فیلم دیدن در خانه هم زیاد رایج نبود چون یا دستگاه پخش نبود یا باید به کلوپ‌ها میرفتید تا ببینید فیلمی که می‌خواهید را دارند یا نه

_باید با نوار کاست‌ها موسیقی گوش می‌کردید که ۱۰۰% مطمئن بودند و هیچ وقت خراب نمی‌شدند! و البته زمان عقب و جلو کردن آهنگ به اندازه گوش دادن آن طول می‌کشید

_اگر می‌خواستید یک آهنگ دانلود کنید، باید منتظر می‌ماندید تا از رادیو پخش شود و سپس سریع آن را ضبط می‌کردید

???? و اما دهه های بعد از شصت شرای مساعدتری داشتند تا جاییکه دهه نودی ها در شبکه های اجتماعی اکانت مختص به خود دارند.امان از تکنولوژی و فناوری که در یک گوشی به دریایی از خدمات و محصولات دسترسی دارید

لینک مطلب ???? https://goo.gl/qSbeqN

virgool.io

virgool.io .

 

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی