دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در پنجشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۱۸
مهاجرت روستاییان به شهرها با مهاجرت کارگران فصلی را چه میگویند

مهاجرت روستاییان به شهرها با مهاجرت کارگران فصلی را چه میگویند

مهاجرت های روستا-شهری و پیامدهای آن

یکی از مشکلاتی که پس از انقلاب صنعتی مطرح شد مهاجرت از روستا به شهر بود. با وقوع انقلاب صنعتی و ایجاد کارخانه های متعدد ونیاز آن ها به نیروی کار فراوان ساکنان روستاها به امید پیدا کردن شغلی مناسب رهسپار شهرها شدند. بر اثر این مهاجرت نیروی کار جوان روستایی از بین رفته و در نتیجه میزان تولید محصولات کشاورزی کاهش یافت علاوه بر این ، شهرها با سیل عظیمی از مهاجران روبه رو شدند در حالی که خیابان ها، مراکز بهداشتی، آموزشی، مسکن و غیره ظرفیت پذیرش این همه جمعیت را نداشتند.

در این مقاله سعی بر این است که مشکلات این نوع مهاجرت بررسی و پیامد های منفی و مثبت آن بررسی و تحلیل گردد.

مهاجرت:

مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر به منظور کار یا زندگی. به بیان دیگر مهاجرت ترک سرزمین ، خویشاوندان و دوستان و اقامت در محلی دیگر است و مهاجر کسی است که از جایی به جای دیگر برود و یا از سرزمینی به سرزمین دیگر هجرت کند.

مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند(عوامل دافعه). دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد(عوامل جاذبه).

انواع مهاجرت:

مهاجرت خارجی: مهاجرت خارجی، بین کشورها صورت می‌گیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می‌کنند، و خود دو نوع است: مهاجرت اختیاری و مهاجرت اجباری.

* مهاجرت اختیاری: مردم به اختیار و اراده خود تصمیم به مهاجرت می گیرند. عوامل جاذبه در مقصد موجب مهاجرت می شود(کسب درآمد بیشتر، آب و هوای بهتر و…).مانند: مهاجرت اروپاییان به امریکا، استرالیا، کانادا و آفریقا از قرن نوزدهم به بعد به علت دستیابی به منابع طبیعی و ثروت سایر قاره ها. مهاجرت کارگران ترکیه به کشور آلمان غربی(کارگران مهمان) پس از جنگ جهانی دوم به علت نیاز آلمان غربی به نیروی کار برای بازسازی صنایع و نیاز کارگران ترکیه به دستمزد و رفاه بیشتر. مهاجرت برخی از مردم اتریش، مجارستان و یوگسلاوی و آلمان شرقی سابق پس از سال ۱۹۸۹ به آلمان(پس از اتحاد دو آلمان و بی اعتبار شدن دیوار برلین) به علت مشکلات اقتصادی در این کشورها و کسب دستمزد بیشتر.

* مهاجرت اجباری: مردم مجبور به نقل مکان به جای دیگر شده اند. عوامل دافعه در مبدا موجب مهاجرت می شود(بلایای طبیعی، فشارهای سیاسی و…) مانند: پناهنده شدن فلسطینی ها به اردن، مصر، سوریه و لبنان به علت تشکیل دولت غاصب صهیونیستی و کشتار فلسطینی ها بوسیله یهودیان. پناهنده شدن افغان ها به ایران و پاکستان به علت حمله شوروی سابق و آمریکا و جنگ های داخلی در این کشور. پناهنده شدن سکنه اتیوپی و سودان و سومالی به کشورهای مجاور به علت خشکسالی، قحطی و جنگ های داخلی.      

مهاجرت داخلی: مهاجرت داخلی جابه‌جایی بین نواحی داخلی یک کشور است، و خود سه نوع است: مهاجرت روستا به شهر و شهر به روستا، مهاجرت روزانه، مهاجرت فصلی.

*   مهاجرت روستا به شهر و شهر به روستا: مهاجرت از شهر به روستا نوعی مهاجرت است که در کشورهای پیشرفته صنعتی مشاهده می شود و مردم ساکن شهرها ترجیح  می دهند محل زندگی خود را به روستاها منتقل نمایند، نام دیگر آن شهر گریزی است. این نوع مهاجرت اغلب بخاطر فرار از سر و صدا و هوای آلوده شهرها یا ناهنجاری های اجتماعی شهرها صورت می گیرد. اما مهاجرت از روستا به شهر که موضوع اصلی این تحقیق است به تفضیل توضیح داده خواهد شد.

*   مهاجرت روزانه: حرکت روزانه مردم از حومه‌ها و شهرک‌های اطراف به داخل شهرهای بزرگ به منظور رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها، نوعی مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت روزانه گفته می‌شود.در این نوع مهاجرت مردم در شب به محل سکونت خود بازمی‌گردند.

*   مهاجرت فصلی: حرکت کوچ‌نشینان برای یافتن چراگاه برای دام هایشان و جابه‌جایی کارگران از شهرها به روستاها و نواحی کشاورزی در فصل میوه‌چینی به منظور کسب درآمد بیشتر، نوع دیگری از مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت فصلی می‌گویند.

مهاجرت از روستا به شهر:

حرکت جمعیت را نمی توان جزئی لاینفک ازتوسعه اقتصادی، تغییرات اجتماعی و وضعیت سیاسی جامعه دانست. به عبارت دیگر، هرحرکتی حتی در کوچکترین مقیاس خود، ناشی از شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر آن جامعه است و این حرکت به نوبه خود برشرایط اقتصادی، اجنماعی و سیاسی حاکم بر دو محیط مبدأ و مقصد هم اثر می گذارد. بنابرین، برای بررسی علل مهاجرتهای داخلی و تعیین مرحله آن در جوامع گوناگون، ابتدا باید این شرایط را در هر جامعه مطالعه کنیم.

جوامع گوناگون با توجه به سطح توسعه اقتصادی، در مراحل مختلف جابجایی جمعیت قراردارند. درکشورهای توسعه یافته، که توسعه اقتصادی آن ها  ازقرن گذشته آغاز شده است، مرحله مهاجرت از روستا به شهر پشت سرگذاشته شده و یا حداقل از شدت آن به مقدار زیادی کاسته شده است، ولی جوامع توسعه نیافته در مرحله اولیه مهاجرت، یعنی حرکت جمعیت از روستا به شهر قراردارند. این مسئله را می توان با توجه به این واقعیت که درچند دهه اخیر جمعیت شهرنشین درتمام دنیا به نرخ زیادی افزایش یافته واین افزایش درمورد جوامع توسعه نیافته چند برابر بوده است، نشان داد.

همان طور که مشاهده می شود رشد شهرنشینی در بیشتر موارد از نرخ رشد طبیعی جمعیت بوده است و این حاکی از ادامه جریان مهاجرت ازروستا به شهر در تمام دنیا تا سال ۲۰۲۵ است. ولی مقایسه نرخ رشد شهرنشینی و نرخ رشد طبیعی جمعیت در جوامع توسعه یافته با توسعه نیافته نشان دهنده حرکت سریع تر مهاجرین ازروستا به شهر در جوامع توسعه نیافته است. درجوامع توسعه یافته ازسال ۱۹۸۰ به بعد نرخ رشد سالیانه شهرنشینی به نرخ رشد طبیعی آن بسیار نزدیک می شود. ولی درکشورهای توسعه نیافته نرخ رشد شهرنشینی به مزاتب بیشتر از نرخ رشد طبیعی است. این مسئله حاکی از ادامه مهاجرت ازروستا به شهر در این جوامع تا سال ۲۰۲۵ می باشد. این مسئله درجدول زیر به وضوح نشان داده شده است.

درکشورهای توسعه نیافته بین سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ سالانه ۹/۷ میلیون نفر از روستا به شهر مهاجرت کرده اند، درحالی که این تعداد برای سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ به طور متوسط ۲/۱۳ میلیون نفر و برای سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵ سالانه ۴/۳۵ میلیون نفر پیش بینی می شود. درمیان کشورهای توسعه نیافته سه قاره، نرخ مهاجرت داخلی در آمریکای لاتین از سال ۱۹۹۰ به بعد نسبت به دو قاره دیگر سریع تر کاهش می یابد. بیشترین مهاجرین داخلی روستا به شهر مربوط به قاره آسیاست که حدود ۷۰ درصد از مهاجرین سالیانه را به خود اختصاص داده است.

در نگاه اول به نظر می رسد که حرکت سریع مهاجرت داخلی ازروستا به شهر یک حرکت مطلوب به نفع کارگران روستایی است که ازمحل ها (روستاهایی) که به نظر می رسد بازده تولید آنها صفراست به مکانها (شهرهایی) که بازده تولیدی آنها نه تنها مثبت است، بلکه درحال افزایش هم هست مهاجرت می کنند. شاید این مسئله برای دوران انقلاب صنعتی، که تقاضا برای کارگر صنعتی زیاد بود، درست باشد وحتی برطبق گفته ای، درواقع یکی ازدلایلی که کوشش می شد بازده تولیدی کشاورزی بالا رود، آزاد شدن کارگران کشاورزی برای جذب در واحدهای صنعتی شهری بوده است.

ولی امروز، اکثر اقتصاددانان شهری معتقدند که حرکت روستا به شهر یک حرکت مفید درجهت رفع نیازهای کارگری واحدهای صنعتی نیست. در حقیقت نشان داده اند که نرخ مهاجرت کارگران از روستا به شهر بالاتر از نرخ افزایش تقاضا برای نیروی کار است که این مسئله به نوبه خود موجب بروز مشکلات شهری بسیار از قبیل بیکاری ،حاشیه نشینی و فقر شده است.

به طور کلی برای مطالعه و شناخت عواملی  که موجب جابه جایی جمعیت در داخل جوامع     می شود، ابتدا باید به شرایط اقتصادی واجتماعی و سیاسی حاکم برجامعه توجه کنیم.به عبارت دیگر باید وضعیت اقتصادی جامعه را به تفکیک بخش های مختلف آن، ازقبیل کشاورزی، صنعت، خدمات و چگونگی توسعه تاریخی هر بخش بررسی کنیم. درارتباط با چگونگی توسعه تاریخی هربخش اقتصادی ، سؤالاتی ازاین قبیل طرح می شود: آیا توسعه صنعت جامعه ناشی ازعوامل وتغییرات وتحولات داخلی است ویا متأثر از عوامل خارجی و در ارتباط با سیاست های کشورهای پیشرفته؟ آیا بخش کشاورزی جامعه کاملا مکانیزه است و یا اینکه کشاورزی مکانیزه درکنار کشاورزی سنتی رشد پیداکرده است؟ آیا توسعه بخش خدمات ناشی از توسعه سریع صنعت بوده است و یا بر اثر وضعیت رکود اقتصادی جامعه ، که منجر به ایجاد شغل های کاذب و انگلی     می شود؟ علاوه بر بررسی وضعیت اقتصادی جامعه، آگاهی ازخط مشی سیاسی و ایدئولوژی حاکم بر جامعه و در پی آن سیاست های اقتصادی و رفاهی دولت وقت برای تحلیل مسئله مهاجرت داخلی ضروری است. بعد از بررسی این مطالب که کمک مؤثری در شناخت کلی عوامل مؤثر در مهاجرت های داخلی و نتایج حاصل از آن است، مطالعه اوضاع اقتصادی و رفاهی مناطق مبدأ و مقصد برای شناخت دقیق عوامل مؤثر درجا به جایی خاص جمعیت ازیک منطقه به منطقه دیگرلازم است.

عوامل موجود دریک منطقه که موجب پیدایش انگیزه مهاجرت به آن ویا مهاجرت ازآن است ، به دوگروه عوامل دفع کننده و جذب کننده تقسیم می شود. عوامل دفع کننده (مانند سطح دستمزد پایین و بیکاری) موجب تقویت انگیزه ترک منطقه می شود، درحالی که عوامل جذب کننده (مانند سطح درآمد بالا ، درصد بالای امکان بدست آوردن شغل واوضاع رفاهی مناسب ) نه تنها باعث جذب مهاجرین به آن منطقه بخصوص می شود، بلکه تمایل ساکنین به ترک آن منطقه را هم به حداقل می رساند. پل سینجر در مقاله خود تحت عنوان مهاجرت های داخلی، عوامل دفع کننده را به دو دسته عوامل تغییردهنده و رکودی تقسیم کرده است. عوامل تغییردهنده عواملی است که موجب تغییر شیوه تولید درروستا می شود (مانند مکانیزه شدن کشاورزی) و این به نوبه خود بازده تولید را افزایش می دهد، درحالی که عوامل رکودی عواملی است که موجب کاهش تولید        می شود. در هر صورت هر دو این عوامل باعث افزایش بیکاری می شود، ولی تأثیرات هر کدام متفاوت است. غیر از عوامل دفع کننده وجذب کننده، عوامل دیگری که بر اثر فاصله بین مبدأ و مقصد ایجاد می شود بر روی تصمیم گیری مهاجرین به تغییر مکان اثر می گذارد. این عوامل را معمولا به دوگروه هزینه های مادی و غیرمادی مهاجرت تقسیم می کنند. هزینه های مادی مهاجرت شامل هزینه نقدی سفر از مبدأ به مقصد و درصورت تمایل به دیدن اقوام، هزینه برگشت است؛ درحالی که هزینه های غیرمادی مهاجرت بر اثر دوری از فامیل و دوستان و نارحتی های روانی و جسمانی سفر ایجاد می شود. به غیرازعوامل فوق، یک سلسله متغیرهای فردی (مانند سن، میزان سواد) وجود دارد که نه بر روی تصمیم گیری مهاجرین برای جا به جایی، بلکه بر روی چگونگی مهاجرت اثر می گذارد. به عبارت دیگر، این متغیرها بر روی زمان مهاجرت و تعیین مراحل مختلف حرکت، یعنی ازروستا به شهر مجاور و از شهر مجاور به مقصد نهایی، مؤثراست.

پیامد های مهاجرت از روستا به شهر:

آثار و نتایج مهاجرت روستاییان به شهرها را می توان در سه زمینه مورد بررسی قرار داد: نسبت به مبدا مهاجرت (روستاها)، نسبت به مقصد مهاجرت (شهرها) و نسبت به کل کشور. اما باید توجه نمود که تجزیه آثار و عملکرد پدیده مهاجرت روستاییان در متن جامعه، امریست تصنعی که به منظور سهولت مطالعه صورت می گیرد و در واقع مهاجرت و نتایج حاصل از آن به صورت یکپارچه و تجزیه ناپذیر، ادامه روند واحدی است که میان اعضای آن پیوندی ارگانیک وجود دارد و نادیده گرفتن بخشی از آن به عدم درک بقیه منجر می شود.

آثار مهاجرت نسبت به مبدا:

برخی از متخصصین امر مهاجرت عقیده دارند که اثرات مهاجرت را باید به طور جداگانه درباره کشور یا سرزمین های مهاجرفرست و مهاجرپذیر مورد مطالعه قرار داد، اما آشکاراست که تاثیر آنی و فوری خروج مهاجرین، جمعیت مناطق مهاجرفرست را تقلیل و ورود آنان جمعیت مناطق مهاجرپذیر را افزایش می دهد.

در آثار مهاجرت نسبت به مبدا، می توان گفت علاوه بر این که روند مداوم مهاجرفرستی موجب کم جمعیتی روستاها و مناطق مهاجرفرست می شود، ترکیب جمعیت بازمانده این مناطق را نیز دگرگون می سازد و برای افراد ساکن و غیر مهاجر روستا عواقب ناگواری به بار می آورد. از جمله تغییراتی که در ترکیب جمعیتی روستاها ایجاد می شود دگرگونی شکل هرم سنی جمعیت است که به دلیل مهاجرت مردان گروه های سنی ۱۵-۱۹ تا ۴۰-۴۴ سال به شهرها، قاعده آن بویژه برای مردان بسیار پهن تر می شود و وسط آن باریک تر    می گردد. از تغییرات دیگر ترکیب جمعیت، جوان تر شدن جمعیت روستا و در نتیجه افزایش نسبی سالخوردگان در جامعه روستایی است.

از آثار دیگر مهاجرت های روستایی، تخریبی است که مهاجرت روستاییان و انتقال نیروی کار فعال و تحصیل کرده روستاها به جا می گذارد و در سازمان تولید روستاها اثرات منفی ایجاد می کند.

گذشته از آن، مهاجرت روستاییان به شهرها دگرگونی های مهمی در قشر بندی روستاهای کشور ایجاد می کند. در این مورد می توان کاهش کارگران روستایی و خوش نشینان، افزایش عظیم قشر خرده مالکان و افزایش نسبی سودگران روستایی مانند مغازه داران، چوبداران و پیله وران را به عنوان نمونه یادآوری کرد.

در جمع بندی آثار و نتایج مهاجرت روستاییان در مبدا در کنار آثار فوق، نتایج دیگری نیز وجود دارد که می توان آنها را به شرح زیر خلاصه کرد:

آثار مهاجرت نسبت به مقصد:

به نظر کارشناسان مهاجرت، هرچند در تمام کشورهای توسعه نیافته مهاجرت از روستا به شهر نشانه ای از تمایل عمومی جوامع به تحول و ترقی محسوب می شود، اما اگر اسباب و وسایل کار و زندگی برای مهاجرین روستایی در شهر فراهم نباشد – که معمولا چنین است – نه تنها رونقی به فعالیت های اقتصادی نخواهد داد بلکه در بسیاری از موارد جز افزودن به گروه درماندگان شهری، اثر دیگری نمی تواند داشته باشد.

یکی از نتایج مهاجرت روستاییان دگرگونی در قشر بندی جمعیت شهرهاست. در این مورد افزایش کارگران بویژه کارگران غیر ماهر و نیمه ماهر دستی را می توان نام برد.

زمانی که مساله پرولتریزه شدن روستاییان (تبدیل روستایی به کارگر) را در شهر مورد بررسی قرار می دهیم، متوجه می شویم که مهاجرت باعث گسترش طبقه کارگر مقصد شده و حجم نیری کار غیر ماهر را افزایش می دهد.

در بررسی آثار مهاجرت های روستایی بویژه در کشورهای جهان سوم، بلافاصله مساله بیکاران شهری به ذهن متبادر می شود. در این کشورها به سبب مهاجرت شدید روستاییان به شهرها بدون اینکه با رشد صنعتی جامعه تناسب و هماهنگی داشته باشد، بیکاری شدید و حادی عارض جامعه می گردد. و برای از بین بردن آن باید مهاجرت های روستایی مهار شود.

مهمترین نتیجه مهاجرتهای روستایی در شهرها پیدایی حاشیه نشینی و حاشیه نشینان است. به طور کلی حاشیه نشینان شهری عمدتا مهاجرین روستایی هستند و حاشیه نشینی نوعی تطابق اجتماعی – اقتصادی مهاجرین روستایی با نظام اقتصادی شهرها است که نیروی کار حاشیه نشینان را به کار می گیرد.

در بررسی مسائل و مشکلات شهری بیشتر از آنکه خود حاشیه نشینی به عنوان یک مساله مطرح شود عواقب و نتایج ناشی از آن است که مد نظر قرار می گیرد. به دلیل حاشیه نشینی، شهرهای بزرگ قادر به تامین امکانات اقتصادی، اجتماعی و رفاهی کافی برای شهروندان خود نیستند و هنوز هم حلبی نشینی و گود نشینی، سکونت خانوار در یک واحد مسکونی کوچک و غیر بهداشتی، بیکاری و انواع اختلالت اجتماعی در چهره شهرهای بزرگ دیده می شوند.

آلودگی هوا، مشکل ترافیک ، مساله ارتباطات تلفنی، گران فروشی، احتکار، کمبود مسکن، زمین خواری و در نتیجه بالا رفتن قیمت زمین شهری، نارسایی سیستم برق رسانی و نیرو و حوادث و عوارض ناشی از آنها زندگی را بر بخش مهمی از جمعیت در شهرهای بزرگ دشوار می کند. بنابر این عدم کفایت امکانات و خدمات شهری در مقابل انباشت سریع جمعیت در شهرها از طریق مهاجرت معروف ترین، آسان ترین و شناخته شده ترین این نتایج است.

از نتایج دیگر پدیده حاشیه نشینی در شهرها می توان افزایش جرم و جنایت بویژه بزهکاری جوانان وپیدایی بیکاری و بیکاری پنهان و فعالیت در بخش غیر رسمی اقتصاد را نام برد. هنگامی که شهر قدرت جذب تمام مهاجرین روستایی را در بخشهای فعالیت اقتصادی صنعت و خدمات نداشته باشد، ضمن عدم استفاده مطلوب از نیروی کار مهاجرین بیکاری و مشاغل کاذب در شهرها افزایش می یابد و دشواری هایی را برای شهر فراهم می آورد.

از آثار دیگر مهاجرت روستاییان به شهرها که به علت توزیع نامتوازن مهاجرتهای داخلی پیدا     می شود، گسیختگی شبکه شهری و رشد بیمارگونه و قارچی برخی ار شهرها است.

پس با توجه به موارد گفته شده و موارد مشابه دیگر آثار مهاجرت در شهرها را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

آثار مهاجرت نسبت به کل کشور:

صرف نظر از نتایج مهاجرت در روستا و شهر نتایج دیگری نیز برای مهاجرت روستاییان مترتب است که به تنهایی مختص هیچ یک از مناطق مذکور نیست بلکه تمام جنبه های جمعیت ساکن در مناطق شهری و روستایی و عشایری را در بر می گیرد. ذیلا به برخی از نتایج اشاره می گردد:

نخستین نتیجه به هم خوردن سلامت اقتصادی و اجتماعی جامعه در اثر عدم تعادل رشد جمعیتی شهر و روستا و تغییر ماهیت اشتغال روستایی و شهری است. یکی از نتایج این امر تغییر جدول اشتغال در سطح کشور است.

از نتایج دیگر مهاجرت های روستایی در کشور دشواری های فراوانی است که در برنامه ریزی و سیاست گذاری های دولت بوجود می آورد؛ چراکه بعلت مهاجرتهای بی برنامه روستاییان، پیش بینی جمعیت و رشد آن در مناطق شهری و روستایی و در نتیجه سرمایه گذاری و برنامه ریزی در بیشتر بخشهای فعالیت اقتصادی امکان ناپذیر می شود و یا دست کم به تاخیر می افتد.

از آثار تعیین کننده مهاجرتهای روستایی تشدید الزامی وابستگی غذایی کشور به ممالک خارجی به ویژه کشورهای صنعتی تولید کننده غذا است. در نتیجه این امر هر روز بیشتر از پیش مواد غذایی زیادتری وارد کشورهای جهان سوم می شود و وابستگی آنها را شدت می بخشد.

در جمع بندی نتایج مهاجرتهای روستایی در سطح کلان و در قلمرو کشور آنها را می توان به ترتیب زیر خلاصه کرد:

نتیجه:

نتیجه این که مهاجرت روستائیان به شهر هم باعث بروز مشکلات اساسی برای شهرها می شود و هم باعث بالا رفتن راندمان بخش کشاورزی روستا می شود پس برای اینکه کمترین زیان را در این موضوع متحمل شویم به مدیریتی کارآمد و با پشتکار نیازمندیم که با مطالعه وتحقیق و به کار گیری سیاست های مناسب باعث توسعه کشور شوند.

منابع:

United nation prospects of world urbanization 1988 New York 1989

urbanplanning2.blogfa.com

urbanplanning2.blogfa.com .

پیامدهای مهاجرت روستا- شهری نسل جوان روستایی

کارگاه های آموزشی

اخبار

JCR

خبرگزاری سیناپرس

پیوندهای مرتبط

www.sid.ir

www.sid.ir .

مهاجرت روستاییان به شهرها با مهاجرت کارگران فصلی را چه میگویند

 

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی